حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٨ - يك پيشينه تاريخى نقد متن
رو كه شرايط صدور سخن، ناسازگار است، نقد كنند و يا به جهت تناقض با حوادث تاريخىِ مسلّم، حديثى را كنار نهند و يا از آن رو كه حديثى، مشتمل بر تعبيرى فلسفى است كه در عصر پيامبر رواج نداشت و يا آن كه با متون فقهى سازگار است، به نقد آن بپردازند. در اين زمينه، به يك صدم از آنچه در باب جرح و تعديل سند به چشم مىخورد، نمىتوان دست يافت؛ تا آن جا كه بخارى با آن همه منزلت و تيزبينى، احاديثى را صحيح مىداند كه حوادث تاريخى و مشاهدات تجربى، آنها را تأييد نمىكنند، و اين همه، از آن روست كه تنها به نقد سند، اكتفا كرده است.[١] نيز در كتاب ديگرش گفته است:
عالمان حديث، به گونهاى گسترده، به نقد داخلى نپرداختند و از اين رو، متن حديث را بر واقعيتْ عرضه نداشتند؛ چنان كه به اسباب و انگيزههاى سياسى كه زمينه وضع و جعل را فراهم مىساخت، توجّه نكردند. بدين سبب، آنان در بسيارى از احاديثى كه دولت اموى، عباسى و يا علوى را تأييد مىكردند، ترديد نكردند و همچنين در باره شرايط اجتماعى زمان پيامبر و خلفاى راشدين و امويان و عباسيان و اختلاف پديد آمده، به بحث نپرداختند، تا بدانند حديثْ با آن شرايط، سازگارى دارد يا نه؛ چنان كه به بررسى شخصيت راوى نيز نپرداختند.[٢] محمود ابو رَيّه (م ١٩٧٩ م) مىنويسد:
محدّثان، به اشتباه، به متنْ توجّه نمىكنند و عقيده دارند كه هرگاه سند درست بود، متن هم صحيح است.[٣] وى بر همين پايه، روايتهاى صحيح البخارى و صحيح مسلم را نيز خالى از حديثِ غير صحيح نمىداند:
[١]. فجر الاسلام، ص ٢١٧- ٢١٨.
[٢]. ضحى الاسلام، ج ٢، ص ١٣٠.
[٣]. أضواء على السنّة المحمّدية، ص ٢٥٨.