حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٥ - يك پيشينه تاريخى نقد متن
مطلب را انكار مىكنند و آن را نوعى اتهام به مسلمانان مىدانند.
به گمان ما، نه كلّيت سخن مستشرقان پذيرفتنى است و نه از دفاع مطلق حديثپژوهان مىتوان حمايت كرد؛ بلكه بايد گفت: نقد متن، پيشينهاى تاريخى دارد و تاريخش به عهد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بازمىگردد و پس از ايشان، ائمّه عليهم السلام، صحابه و يارانشان بدان اهتمام ورزيدند و در دورهاى بعد، محدّثان و ديگر متفكّران اسلامى نيز بدان توجّه كردند؛ لكن تمامى اين تلاشها در حد و شأن نقد متن نبود، چنان كه در تطبيق آن بر احاديث، خلأهاى جدّىاى به چشم مىخورد.
براى بررسى دو ديدگاه فوق و نيز اثبات ادّعاى ياد شده، نخست به نقل سخن خاورشناسان و روشنفكران مسلمان مىپردازيم و سپس به بررسى و نقد آن، رو مىكنيم:
يكى از نقدها و ايرادهاى مستشرقان و برخى روشنفكران مسلمان بر محدّثان و عالمان دينى، عدم اعتنا و اهتمام به نقد متن يا نقد داخلى است. آنان چنين وانمود مىكنند كه محدّثان و عالمان دين، تنها بر سَنَد حديث مىنگرند و بدان معيار، به درستى و نادرستى آن، حكم مىكنند و از اين روست كه دانش رجال، نزد آنان گسترش يافته و فربه شده است.
گُلدزيهر (١٨٥٠- ١٩٢١ م) در كتاب العقيدة و الشريعة، اين نكته را بيان مىكند كه نمىتوان خطرى را كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ايجاد شد- يعنى وضع حديث و نسبت دادن آن به پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابه را- به آسانى روشن ساخت؛ زيرا هر مذهب و فكرى، خود را با چنين احاديثى تأييد مىكند، و نيز نمىتوان مذهب يا عقيدهاى را يافت كه خود را با چنين احاديثى كه به ظاهر درست مىآيد، پشتيبانى نكند. وى سپس مىنويسد:
و لم يستطع المسلمون أن يحفظوا هذا الخطر، و من أجل هذا وضع العلماء علماً خاصاً له قيمته، و هو علم نقد الحديث، لكى يفرقوا بين الصحيح و غير الصحيح من الأحاديث، إذا اعوزهم التوفيق بين الأقوال المتناقضة.