حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٣ - نقد متن؛ پيشينه تاريخى، حجيت و اعتبار
نقد متن؛ پيشينه تاريخى، حجيّت و اعتبار[١]
استناد به حديث، به عنوان يك منبع دينى، آن گاه سزاوار است كه از صدور آن، اطمينان حاصل گردد وگرنه، هرگاه در صدورش شك و ترديد رَوَد، نمىتوان بدان استناد جست و آن را مصدر استنباط فقهى يا معارف دينى قرار داد. البته حديثْ به عنوان مجموعهاى از ميراث مسلمانان، مىتواند مورد پژوهشهاى گوناگون تاريخى، اجتماعى و فرهنگى قرار گيرد.
مسئله صدور حديث، از دورههاى نخستين تاريخ اسلامى، مورد اهتمام قرار داشته است و اين موضوع، در سخن و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله، امامان شيعه عليهم السلام، صحابه و ياران آنها به وضوح مشهود است.
صدور حديث، گاه از طريق ارزيابى سندْ پيگيرى مىشود و گاه از طريق متن. راه نخست، همان است كه دانش رجال، متكفّل آن است و كتب فراوانى در باب آن، نگاشته شده است. راه دوم- كه بررسى متن باشد-، همان است كه به نقد متن شناخته مىشود. اين طريق، پيشينهاش از طريق اوّل بيشتر است- چنان كه در مباحث آتى خواهد آمد-، لكن مانند رجال، به عنوان يك دانش بدان اهتمام نشده و بجز در دهههاى اخير، در بارهاش آثار مستقل تدوين نيافته است.
مراد از نقد متن، آن است كه آيا بجز بررسى سند و راويان حديث، از طريق بررسى
[١]. اين مقاله، پيش از اين، در فصلنامه علوم حديث( ش ٢٦) منتشر شده است.