انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٢
سياستمدارى قرار داشته باشد كه حقايق فلسفى را بداند و يا مبادى دين را بشناسد. اگر حقايق فلسفى را مىفهمد براساس آن وگرنه بر پايه مبادى دين به وظايفى همچون هدايت رعيت به عبادت، تحقق عدالت اجتماعى، تهيه ابزار جنگى و نظارت بر دخل و خرج بيتالمال بپردازد. او همچنين بايد مردم را به اطاعت از جانشين خود كه براساس صفات علم، شجاعت و مانند آن برمىگزيند، وادارد؛ زيرا فقط در اين صورت، مدينه عادله و صالحه، كه تأمينكننده سعادت دنيا و آخرت بشر است، شكل مىگيرد. «١» حكومت دينى به عقيده ابن سينا، وجود قانونِ عدل و اجراى آن متضمّن استقرار امنيت و فراهم شدن آزادى در جامعه است كه آن نيز به رفاه و آسودگى دنيا و آخرت انسانها منجر مىشود. البته قانونى، چنين رهاوردى دارد كه پيامبران (ع) از سوى خداوند آوردهاند و يا ناشى از قانون الهى باشد و معصومان (ع) و يا جانشينان آنان (عالمان دينى) آن را به مرحله اجرا گذارند. «٢» از نظر ابن سينا، اين قوانين سه دستهاند:
١- قوانين عقلى: اين قوانين در همه مكانها و زمانها ثابتند و درستى و نادرستى همه چيز به آن سنجيده مىشود.
٢- قوانين كلى: قوانينى هستند كه با گذشت زمان تغيير مىكنند و در مكانهاى مختلف، اشكال گوناگونى به خود مىگيرند. اين قوانين، نحوه اجراى قوانين عقلى را نشان مىدهند و به عنوان مفسّر قوانين عقلى به كار مىروند.
٣- قوانين جزئى: قوانينى كه به وسيله شوراهاى محلى و با تبادل نظر با افراد كاردان پديد مىآيند و شديداً در معرض تغيير و دگرگونىاند، قوانين جزئى نام دارند. «٣»