انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٠
و دست كشيدن از قيد و بندهاى دينى و به انتشار عقايد كفرآميز مىانجامد. ولى نائينى آزادى را به معناى رهايى از استبداد، بيان مصالح و مفاسد خلق و خلاصى از هرگونه زور و ستم و نه رهايى از قيد عبوديت و بندگى خدا مىدانست. همچنين مشروعهخواهان شعار مساوات و برابرى مشروطيت را خلاف شريعت معرفى مىكردند، اما منظور نائينى از مساوات، مساوى بودن آحاد ملت با والى در برابر قانون و اجراى آن بود. «١» شيخ فضلالله نورى وى در ١٢٥٧ ش. در روستاى لاشك در منطقه كُجورِ مازندران متولد شد. در بخش بلده شهر نور درس خواند و سپس براى تكميل تحصيلات دينى، نخست به تهران و سپس به نجف و سامرّا رفت. او از شاگردان طراز اول ميرزا محمد حسن شيرازى (ميرزاى بزرگ) «٢» بود و خود نيز شاگردانى چون شيخ عبدالكريم حائرى يزدى «٣» تربيت كرد. وى كه با اشاره و رهنمود ميرزاى بزرگ به ايران عزيمت كرد، در جنبش تنباكو نقشى ممتاز داشت. «٤» با آغاز نهضت مشروطه، با مشروطهخواهان همراه شد، ولى پس از آن كه مشروطه به ضديت با شريعت روى آورد، شيخ فضلالله به مخالفت با مشروطه منحرفشده، پرداخت. «٥» مشروطهخواهان اين اقدام شيخ را مخالفت با اصل مشروطه تلقى كردند و او را به دار آويختند. «٦»