انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٦
غيرضرورى سبب گسترش فساد و در نهايت، سقوط عمران»، تمدن و شهرنشينان امروز و باديهنشينان ديروز مىگردد. به بيان ديگر، زندگى شهرى به سوى تجمّلگرايى، آسايشطلبى، زيادهخواهى، لاابالىگرى، سستى روابط خانوادگى، خودمحورى و ترس و مانند آن سوق مىيابد و هرگاه اين صفات به اوج خود برسد، طومار زندگى شهرى را در هم مىپيچيد. «١» نظريه تحول اجتماعى ابن خلدون بر اين عقيده بود كه جامعه انسانى بر اثر اين عوامل دچار تغيير و تحول مىشود:
١- هرگاه محيط طبيعى و اجتماعى زمينههاى لازم را براى پيدايش و رشد تمدن و فرهنگ فراهم نياورد، آنگاه جامعه به تأثير از محيط تغيير مىپذيرد.
٢- هرگاه روحيه، اخلاق، خواستهها و نيازهاى افراد در زندگى فردى و جمعى تغيير نمايد، جامعه نيز متحول مىشود.
٣- گاه نيز باديهنشينان بر شهرنشينان پيروز مىشوند و به تأسيس دولت جديد مىپردازند. دولت جديد منشأ تحولات و ارزشهاى تازهاى است كه آن نيز تحول در ساختار درونى جامعه را پديد مىآورد. «٢» تحولاتى كه با استقرار دولت جديد روى مىدهد، بسيار است. برخى از اين تحولات عبارتند از:
الف- عدهاى از شهرنشينان در اثر جنگ با باديهنشينان كشته مىشوند.
ب- تعدادى از شهرنشينان به دولتهاى همسايه پناه مىبرند.
ج- عده زيادى از شهرنشينان مشروعيت حاكمان جديد را مىپذيرند «٣» و حتى بعضىها به استخدام دولت جديد درمىآيند. هريك از اين تحولات سهگانه، موجب