انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥١
سياست بود و نه سياست در خدمت دين.
با اين وصف، اولين شخصى كه انديشه علمانيت را به صورت مفصّل و غربى آن در جهان اسلام مطرح و از آن دفاع كرد، على عبدالرازق از علماى دانشگاه الازهر مصر بود كه آن را به عنوان راهى براى پايان دادن به بحران عثمانيان (ناتوانى خلافت در اداره جامعه) به كار گرفت. او با تدوين رسالهاى به نام الاسلام و اصول الحكم در سال ١٣٠٤ ه. ش.
اسلامى بودن خلافت را غيرضرورى دانست؛ زيرا به عقيده او، سياست پديدهاى دنيوى است و عقل سياسى (سياست) بدون شريعت، قادر به سر و سامان دادن امور دنيايى مردم است. اگرچه عبدالرازق توسط الازهر تكفير شد، ولى انديشههايش توسط مصطفى كمال پاشا معروف به آتاتورك در تركيه به مرحله اجراى گذاشته شد؛ انديشههايى كه هماكنون نيز به حيات سياسى خود در آن كشور ادامه مىدهد. «١» آثار پذيرش اصل عَلمانيت، كنار آمدن با حكومتهاى جور، فاسد و غيردينى است.
علاوه بر آن، هدف الهى در برقرارى قسط و عدل و حاكميت مذهبى به فراموشى سپرده مىشود و به تكامل معنوى بشر توجهى نمىشود، در حالى كه توسعه بدون دين، ساختن خانه با ستونهايى لرزان و به هدر دادن سرمايههاى انسانى و مالى است.
از ديگر آثار علمانيت، دخالت سياست در دين و به خدمت گرفتن آن، وابسته بودن روحانيت به زمامداران غيرروحانى و خاموش كردن هرگونه نداى مخالفت با حكومتهاى جور است. «٢»