انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٧٩
در آن تغيير و تبديل واقع [شد]، استعمارگران براى اغراض شوم خود به دست عمّال سياسى خود قوانين خارجى و فرهنگ اجنبى را در بين مسلمانان رواج دادند و مردم را غربزده كردند. اينها همه براى اين بود كه ما قيّم و رئيس و تشكيلات رهبرى نداشتيم.» «١» ٢- آياتى از قرآن بر لزوم ولايت فقيه تأكيد مىورزد؛ مانند:
«..." لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ «٢»" امام بايد فاضل و عالم به احكام و قوانين و در اجراى آن عادل باشد.»» «..." يَا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اطيعُوا اللَّهَ وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الامرِ مِنْكُم «٤»" ... اطاعت از ولىّ امر واجب شمرده شده است، اولالامر [اولىالامر] بعد از رسول اكرم (ص) ائمّه اطهارند ... پس از ايشان فقهاى عادل عهدهدار اين مقامات هستند.» «٥» «..." النَّبِىُّ اوْلى بِالمُؤْمِنينَ مِن انْفُسِهمْ «٦»" ... مراد از اولويت، ولايت و امارت است ... همان امارت و ولايتى كه براى نبىّ اكرم (ص) است، براى علما نيز ثابت مىباشد.» «٧» ٣- احاديث ذيل، ولايت فقيه را مورد تأييد قرار مىدهد:
«..." الفُقَهاءُ حكَّامٌ عَلَى السَّلاطينِ." سلاطين اگر تابع اسلام باشند بايد به تبعيّت فقها درآيند و قوانين و احكام را از فقها بپرسند و اجرا كنند. در اين صورت،