انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٦
افراد، بايد بستر اعتقاد قلبى به رعايت و التزام به صفاتى مانند تقوا، زهد، صبر، شكر، خوف، رجا، رضا، صدق و اخلاص را ايجاد نمايد و آنان را از گرايش به صفاتى همانند كبر، ريا، خشم، حسد و ديگر رذايل نكوهيده و مُهلِكات باز دارد. «١» معرفت و ايمان به خداوند منجر به اصلاح ظاهر انسان مىگردد. اصلاح ظاهر خود را در دو چيز نشان مىدهد: نخست اين كه زمينههاى گرايش به عبادت را پديد مىآورد كه حاصل آن، نوعى رفتار خاضعانه و خاشعانه در برابر خداوند است. اين رفتار زندگى اجتماعى انسان را نيز تحت تأثير قرار مىدهد. دوم آن كه عادتها و آدابى از قبيل نكاح، كسب و سفر بر پايه احكام شريعت، شكل مىگيرد. پس از تحقق اصلاح ظاهر، انسان آمادگى ورود به مرحله اصلاح باطن را پيدا مىكند. «٢» عاملان سياست هدف سياست، اصلاح ظاهر و باطن افراد به منظور نيل به سعادت دنيا و آخرت است. اين اصلاح نيازمند عاملان و اصلاحگران متعدد است. ضرورت وجود تعدد اصلاحگران به آن است كه پس از پيامبر (ص)، فرد صالح و شايستهاى نبوده است تا بتواند به تنهايى اصلاح جوارح و نفوس را به انجام برساند، بلكه سلاطين، فقها، علما و وعاظ انجام اين وظيفه را بر عهده داشتهاند، در حالى كه سلاطين و فقها به اصلاح ظاهر، و علما و وعاظ به ترتيب، درگير اصلاح باطن خواص و عوام هستند. «٣» سلطان، خليفه يا امامى كه از صفاتى همچون بلوغ، عقل، حرّيت، سلامت، شوكت و كفايت برخوردار است، به روشهاى ذيل بر اصلاح ظواهر خلق مىپردازد:
نخست آن كه وجود و حضور سلطان، خليفه يا امام وسيلهاى براى انتظام جامعه است. همچنين وى از بروز فتنه و فساد جلوگيرى مىكند و عدالت را برقرار مىسازد.