انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٨
بين زيديه و ساير فرق شيعى به چشم مىخورد كه مهمترين آن اعتقاد به امامت و خلافت زيد و فرزندان اوست. به عقيده آنها، زيد و فرزندان او از ويژگىهاى لازم براى امامت همچون شجاعت، سخاوت، امر به معروف و نهى از منكرِ قاطع و آشكار، نفى تقيّه و مهمتر از همه، اعتقاد به قيام و لزوم اقدام به قيام عليه ظلم و جور برخوردارند. البته فردى با اين خصوصيات و ويژگىها موقعى امام است كه خود نيز ادعاى امامت داشته باشد.
آنان علاوه بر اين كه وجود امام را براى قيام عليه ظلم و جور لازم مىدانند، دلايل ذيل را نيز در وجوب وجود امام مطرح مىكنند:
- خلاف حكمت الهى است كه او بشر را بدون معلم و رهبر رها سازد.
- اجراى شريعت و برپا كردن دين، بىرهبر و امام ميسّر نيست.
- وجود امام براى جلوگيرى از تجاوز انسانها به حقوق يكديگر لازم است.
بنابراين، خداوند اهل زمين را در هيچ عصرى بدون امام وا نمىگذارد «١»؛ امامى كه وظيفه دارد تحت هر شرايطى، امر به معروف و نهى از منكر بپردازد، روش مسالمتآميز و تقيّه را كنار بگذارد و همانند زيد عليه حاكم غيرمشروع زمان خويش (هشامبن عبدالملك اموى) دست به قيام بزند.
زيديه داراى فرقههاى متعددى است. اين فرقهها علىرغم تفاوتهاى اندك، همگى در شايستهتر بودن زيد بر امام محمد باقر (ع) و لياقت فرزندان زيد براى احراز منصب امامت متفقالقولند. ولى اين عقايد موجب شهرت زيديه نشده، بلكه آنچه زيد را مشهور ساخته تصاحب چند باره قدرت سياسى و تشكيل حكومتهاى متعدد در برخى دورههاى تاريخ است. به بيان ديگر، تشكيل حكومت از سوى ادريسبن عبدالله (ادريسيّه يا ادريسيان) در مغرب و شمال آفريقا در ١٧٠ ش./ ١٧٥ ق. حسنبن زيد (فرقه حسنيّه) در طبرستان- مازندران كنونى- در ٢٢٣ ش./ ٢٣٠ ق. قاسمبن ابراهيم (قاسميّه) در يمن در ٢٧٢ ش./ ٢٨٠ ق. و حسنبن اطروش در ٢٩٦ ش./ ٣٠٥ ق. در