انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٤
٥- مح انديشه سياسى مسلمانان ١٤٥ شهيد ثانى ص : ١٤٥ يط و شرايط سخت جغرافيايى. «١» تعصّب نژادى، احساس برادرى، وطنخواهى و در يك كلمه، عصبيّت در مردم باديهنشين افزونتر و به همين دليل، همبستگى و طول عمر سياسى آنان بيشتر است.
ولى هرگاه يكى از قبايل به تشكيل دولت بپردازد، به تدريج عصبيّت خويش را از دست مىدهد و سرانجام، مرگ، دولتش را فرامىگيرد؛ زيرا محيط و نظام شهر، كه دولت در آن تشكيل مىشود و تداوم مىيابد، از عصبيّت كمى برخوردار است. حتى اگر دولت به عمران و آبادانى شهرها همّت گمارد، تقويت و تحكيم دولت فراهم نمىآيد، بلكه هر قدر عمران و آبادانى شهرها بيشتر شود، از ميزان همبستگى، هماهنگى و تجانس (عصبيّت) انسانها مىكاهد و دولت را به مرحله نيستى نزديكتر مىسازد. «٢» علاوه بر تأسيس دولت، كه به زوال عصبيّت كمك مىكند، شهرنشينى نيز به زندگى مصرفى و نيز به نابودى عصبيّت مدد مىرساند. همچنين نابودى دين و اخلاق به حيات عصبيّت خاتمه مىدهد و رواج استبداد، مرگ تمدنها و عصبيّتها را فراهم مىآورد.
همچنين انتقال و يا تبديل زندگى دامدارى به كشاورزى، به زندگى عصبيّت پايان مىبخشد و ماليات ستاندن منجر به زبونى، خوارى و گسستن منشأ عصبيّت مىشود و اختلاط و آميختگى تازيان با ملل غيرعرب به تباهى عصبيّت مىانجامد؛ يعنى: همان عصبيّتى كه موجب پيوند فرد با ديگران، مايه انسجام درونگروهى و باعث تسليمناپذيرى، اتحاد قومى و دينى مردم شده بود، «٣» به يكى از شكلهاى مذكور فرو مىريزد.
انواع اجتماع سرشت و فطرت انسان به گونهاى است كه وى را براى تأمين نيازهاى ضرورى و به منظور دفاع در برابر خطرها به يارى همديگر و به زندگى اجتماعى سوق مىدهد. افزون بر