انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٨١
مطرح ساختند. به طور كلى، معظّمٌله در همه اين مصاحبهها، حضور خويش را در رأس نظام آتى رد مىكردند و در مقابل، بر لزوم نظارت فقيه بر امور كشور پافشارى مىنمودند:
«من خود نمىخواهم حكومت را در دست بگيرم، اما مردم را براى انتخاب حكومت، هدايت خواهم كرد و شرايط آن را به مردم اعلام مىكنم.» (١٠ آبان ١٣٥٧ ش.) «١» «كراراً گفتهام نه ميل و رغبت من، نه سن و موقعيت من اجازه چنين چيزى [در رأس امور قرار گرفتن] را مىدهد.» (١٧ آبان ١٣٥٧ ش.) «٢» «منبراىخودمنقشى جز هدايت (ملت و حكومت) برنمىگيرم.» (٢٠ آبان ١٣٥٧ ش.) «٣» ٢- از اواخر پاييز ١٣٥٧ ش. حضرت امام خمينى (ره) در مقابل سؤال مذكور، به صورت ديگرى پاسخ دادند. اين پاسخها حاكى از آن بود كه ايشان نقش بيشترى براى ولايت فقيه قايل هستند:
«بعداً معلوم مىشود [چه كسى رهبرى را پس از خلع شاه بر عهده خواهد داشت.] به عللى اكنون نمىتوانم نام ببرم.» (١١ آذر ١٣٥٧ ش.) «٤» «از اجزاى حكومتى نخواهم بود، لكن دخالت در امور مملكت و هدايت دولت را بايد بكنم.» (٢٠ دى ١٣٥٧ ش.) «٥» «من شخصاً چنين مقامى [رهبرى كشور] را نمىپذيرم.» (٢٣ دى ١٣٥٧ ش.) «٦» ٣- در آستانه پيروزى انقلاب اسلامى و اندكى پس از آن، امام خمينى (ره) ايفاى نقش بيشترى براى ولايت فقيه، ترسيم كردند: