انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٠
با آن به زراعت بپردازد، غذا به دست آورد و به زندگى ادامه دهد. علاوه بر آن، تلاش براى تعاون و همكارى (اجتماعى شدن) ريشه در فطرت انسانها دارد. بنابراين، تأمين نياز جسم و جان، معاونت و معاضدتِ انسانها را مىطلبد و آن نيز موجب مىشود كه هريك از انسانها به كارى كه نيازى از نيازهاى انسانهاى ديگر را برمىآورد، روى آورد. «١» از منظر خواجه، ماحصل رويكرد و گرايش انسانها به تأمين نيازهاى انسانى، دو چيز است:
نخست اين كه انسان ناگزير به اجتماعى زيستن است. اجتماع نيز به دو گونه خير (فاضله) و شرّ (ناقصه) تقسيم مىشود. «٢» انسان صرفاً با زيستن در مدينه فاضله است كه به تحقق سعادت انسانى مىانديشد، به اجراى عدالت مىپردازد، به عفاف، لطف و وفا نظر دارد، در تأمين امنيت و مودّت مىكوشد و به كمال انسانى و الهى خويش نائل مىآيد، نه در مدينهاى كه در آن، از شقاوت، مذمّت، اضطراب، جنگ و ظلم سخن مىگويند و به خيانت، تمسخر، غيبت و شهوت گرايش دارند. «٣» دوم آن كه پرداختن به حِرَف و صنايع موجب كسب ثروت و ثروت مايه بقاى نفس و نسل است. البته براى كسب ثروت، بايد حرفهها و صنعتهايى كه شريف است و انسان را به كمال (مدينه فاضله) مىرساند اختيار شود و در كسب آن، نبايد به ظلم و پستى روى آورد. ذخيره مال از قِبل كار شريف، كارى دورانديشانه است، «مشروط به اين كه اين عمل از روى حرص يا بخل نباشد و موجب مشقّت اعضاى خانواده يا به مخاطره افتادن ديانت و عِرض فرد در اجتماع نشود.» در مورد خرج كردن مال، او توصيه مىكند كه به اعتدال و به دور از اسراف و ريا و ... رفتار نمايند. «٤»