انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٠
اما چنين عقيدهاى شيعيان را از تلاش براى بهبود وضعيت اجتماعى و سياسى موجود و توسعه عدالت اجتماعى باز نداشته و به همين دليل، هيچگاه با حكومتها كنار نيامدهاند و اگر هم در مواقعى كوتاه سكوت كردهاند، بدان دليل بوده كه امنيت و بقاى خود را حفظ كنند و يا براساس قاعده دفع افسد به فاسد عمل كردهاند و از ميان بد و بدتر، بد را برگزيدهاند. به عنوان مثال، كنار آمدن با حكومت صفويه و پذيرش حكومت مشروطه به اين دليل بود كه اين حكومتها گامى براى نيل به حكومت مطلوب اسلامى تلقّى مىشد، نه اين كه خود، حكومت مطلوب و عادل بودند. «١» اجتهاد «اجتهاد» ويژگى تاريخى شيعه اثنىعشرى است كه خود ريشه در عقل دارد و به معناى دخالت دادن عقل در حل و فصل شرعى امور زندگى است.
«اجتهاد» از نظر لغوى به معناى جهد، مشقت، و كوشش اعلى، تمام و كمال است و از نظر اصطلاحى، به مفهوم استنباطِ احكام شرع مقدس اسلام از مآخذ و منابع اصلى (كتاب، سنّت، عقل و اجماع) به كار مىرود. آنچه به اين وسيله و در قلمرو فروع دين به دست مىآيد، «احكام» نام دارد و صرفاً تقليد آن جايز است. اما تقليد در اصول دين ناپسند و مردود شمرده مىشود. البته هركس بايد در فهم اصول دين به عقل خود رجوع كند و به آنچه خود در فهم توحيد، نبوّت و معاد به دست مىآورد، عمل نمايد. «٢» به عقيده شيعيان، باب اجتهاد از زمان پيامبر (ص) مفتوح بود. در عصر امامت نيز به دليل زندانى، تحت نظر و گاه دور از دسترس بودن برخى از ائمّه معصوم (ع)، اجتهاد متداول بود. ولى با بروز مسائل و مشكلات جديد اجتماعى و سياسى شيعيان، نياز به اجتهاد را افزايش داده است. در دورههاى تاريخى اخير هم نياز به اجتهاد به دليل هجوم