انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٢
دفاع در برابر حيواناتِ درنده، مشروط به همكارى و پذيرش تقسيم كار است. در مرحله تقسيم كار، كه انسان به توليد مصنوعات بيش از نياز اوليه مىپردازد، تجاوز به حقوق و اموال يكديگر آغاز و حيات انسانى به صحنه كشمكش و درگيرى مبدّل مىشود. براى جلوگيرى از جنگ ميان انسانها، دولتى لازم است كه به وسيله قوىترين و داناترين فرد جامعه اداره مىشود. بدينسان، «پيشرفت زندگى اجتماعى و تحصيل مازاد توليد، نياز به دولت را پديد مىآورد.» «١» به عقيده ابن خلدون، شكلگيرى دولت مشروط به آن است كه مجموعهاى از افراد در سرزمينى مشخص، دور هم گرد آيند و حكومت تشكيل دهند. چنين دولتى موظّف به مبارزه با دشمن، تعيين حدود جغرافيايى و حراست از آنها، دريافت ماليات، منع مردم از دست زدن به اعمال خلاف قانون و وظايفى مانند آن است؛ دولتى كه شمشير (سربازان)، قلم (نويسندگان)، كارگزاران، دستگاه ديوانى از عناصر تشكيلدهنده آن شمرده مىشوند. در رأس دولت، پادشاه قرار دارد كه به كمك شمشير و زور به قدرت دست يافته است و به واسطه اعمال زور از سوى فردى ديگر، قدرتش به انتها مىرسد و دولتى جديد متولد مىشود. «٢» ابن خلدون مىگويد: دولت يك موجود زيست مند و در نتيجه، همانند انسان داراى تولد، رشد و مرگ است. عمر هر دولت مانند عمر انسان، از ١٢٠ سال تجاوز نمىكند. در اين مدت، دولت پنج مرحله (١) استقرار،
[٢] خودكامگى
[٣] عظمت،
[٤] آرامش و
[٥] پريشانى را پشت سر مىگذارد. در مرحله اخير، اسراف، تبذير، شهوترانى، بكارگيرى افراد نالايق، به تباهى رفتن سپاه، تندى با بزرگان و برخى مسائل ديگر بروز مىكند. به ديگر سخن، دولت در مرحله پريشانى، از انسجام كافى بىبهره است، تعارضهاى متعدد آن را احاطه مىكند و از نيروى كافى، امكانات مالى و همبستگى بهرهاى ندارد. به همين دلايل، مرگ و انقراض، دولت را در بر مىگيرد و دولتى ديگر