انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧١
در نقطه مقابل مدينه فاضله، مدينه جاهله قرار دارد كه بدون درك آن، فهم مدينه فاضله دشوار است. البته مدينه جاهله يا جامعه ناسالم به مدينههاى متعددى چون فاسقه و ضالّه تقسيم مىشود. اما وجه مشترك همه اين جوامع آن است كه سعادت در آن به تلاش براى نيل به سلامت جسم، فراوانى نِعمات (خوشگذرانى)، زيادى ثروت (مالاندوزى)، افزونى شهرت (شهرتطلبى)، و آزادى بىحد و حصر (هرج و مرجخواهى) محدود مىشود. چنين نگرشى انحراف از نظام آفرينش است؛ زيرا سعادت بشر در سعادت دنيوى خلاصه نمىشود كه به روشهاى درست و نادرست حاصل آيد، بلكه سعادت داراى بُعد دايمى، جاودانگى و الهى نيز هست كه مدينه جاهله از آن بىبهره است. «١» رهبر جامعه و ويژگىهاى او هر جامعه به رهبر، و جامعه سالم به رهبرِ فرزانه نيازمند است. ضرورت وجود رهبر همانند ضرورت وجود عقل در جسم است؛ به اين معنا كه جسمِ بدون عقلِ سالم، توانايى بهكارگيرى درست و هماهنگ اعضاى بدن را ندارد. جامعه بدون رهبر نيز به هرج و مرج و نيستى مىانجامد. علاوه بر آن، كامل بودن عقل، وى را شايسته فرمانروايى بر جسم آدمى ساخته است. بنابراين، رهبر نيز بايد كاملترين فرد جامعه باشد تا امكان رسيدن به مدينه فاضله (جامعه سالم) كه وسيلهاى براى تكامل مادى و معنوى است، فراهم آيد. «٢» كاملترين فرد براى تصدّىِ رهبرى جامعه سالم كسى است كه واجد صفات دوازدهگانه (١) تندرستى،
[٢] هوشمندى،
[٣] راستگويى (و راستروى)،
[٤] والامنشى،
[٥] دادگرى،
[٦] دليرى،
[٧] درك قوى،
[٨] حافظه توانا،
[٩] فصاحت در بيان،
[١٠] علاقه به علم،
[١١] پرهيز از گناه، و
[١٢] بىاعتنايى به ثروت باشد. اما هرگاه فردى جامع اين صفات در جامعه پيدا نشود و دو فرد يا جمعى از افراد واجد صفاتِ