انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٨
دو اعتقاد عموماً مسلمانان اهل سنّت هستند. «١» مهمترين مكتب جبرگرايى اسلامى، «اشاعره» «٢» است. به اعتقاد آنان، خدا خالق انسان است، پس خالق افعال او نيز هست. خدا داراى علم ازلى است. بنابراين، نسبت به اعمال آتى انسان آگاه است. خدا هركس را بخواهد هدايت و يا گمراه مىسازد. از اين رو، هدايت و ضلالت انسان به دست خداست. آنها در اثبات حقانيت عقايد جبرگرايانه خويش به اين قبيل آيات استناد مىكنند:
«وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ»؛ و خداوند، هم شما را آفريد و هم بتهايى را كه مىسازيد. «٣» «... قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَىْءٍ»؛ بگو خدا خالق همه چيز است. «٤» آنان سپس نتيجه مىگيرند كه انسان در همه افعال خود مجبور است، در پديد آوردن افعال خويش نقشى ندارد و صرفاً افعالى را كه خدا خلق مىكند دريافت و كسب مىنمايد و يا آن را فرامىگيرد.
در نقطه مقابل اشاعره، گروه ديگرى از اهل تسنّن- يعنى: معتزله- قرار دارند. معتزله عموماً بر پايه عقل و با تأكيد بر اصل آزادى اراده و توانايى بشر در پديد آوردن اعمال انسانى، استدلال مىكنند كه انسان در انجام اعمال و پديدآوردن افعالش از هيچكس جز اراده خويش فرمان نمىبرد. به عقيده آنان، چون خداوند، عدل مطلق است، نمىتواند خالق افعال بد انسانى باشد و نيز چون خداوند، خير مطلق است، نمىتواند هدايتگر و تعيينكننده اعمال و سرگذشت انسان باشد. به بيان ديگر، كردار انسانى حاصل قدرت و توانايى انسان است و قدرت خداوندى در خلق افعال انسانى نقشى ندارد. «٥»