انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٩
شيعه اماميه براساس «لا جبرَ و لا تفويضَ ولكن امرٌ بينَ امرينِ» «١» يا «لا جبرَ و لا تَفويضَ بلْ منزلةٌ بينَ المنزلتين» «٢» به جبرِ اشاعره و به تفويض معتزله اعتقاد ندارد.
همچنين نه اراده و قدرت انسان را ناديده مىگيرد و نه قدرت و اراده خدا را نفى مىكنند، بلكه معتقد است كه خداوند قدرت انجام كار و ابزار آن را براى انسان فراهم مىآورد و پس از آن، انسان به تنهايى در انجام كار خويش مؤثر و تواناست. «٣» در واقع، انسان به موجود فلجى مىماند كه نيروى لازم براى حركت خود را از خداوند مىگيرد، اما پس از آغاز حركت، با اراده خويش به انجام افعال مىپردازد.
اعتقاد اشاعره و معتزله در باب خلافت و امامت، با انديشه جبر و اختيارشان ارتباط مستقيم دارد. اشاعره در واقع، ريشه در مرجئه- گروه ديگر سنّىمذهب- دارد. اين دو به دو مذهب فقهى حنفى و حنبلى وابستهاند. به عقيده حنفىها و حنبلىها، «اطاعت از امام حتى در صورت گناهكار بودن نيز واجب است ... كسى حق اعتراض به ... آنان و شورش عليه آنان و اعتراف به امامت ديگرى را ندارد»؛ زيرا امام در انجام اعمالش مانند هر انسان ديگرى مجبور و در تغيير سرنوشت و اعمال خويش بىتأثير است.
اعتزال ريشه در قدريه دارد. اين دو عقيده دارند كه «حاكم و زمامدار در برابر اعمال خود پاسخگو است و هرگاه [او] از طريق راست منحرف شد، بايد خلع و يا بركنار شود ...» به عقيده آنها، اصولًا گماردن و گذاشتن امام اجبارى نيست؛ زيرا جامعه بدون امام هم مىتواند پابرجا بماند؛ چون انسان مختار است و حق دارد سرنوشت خويش را به هر صورتى كه مىخواهد، تعيين كند.
اما شيعه اماميه اطاعت از حاكم گناهكار را نمىپذيرد و به عدم شورش عليه حاكم