انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٠
در قلمرو خاك ايران، صرفاً به اعطاى القاب براى امرا و نه اداره سياسى- اجتماعى محدود بود و مردم با جنگهاى زيادى چون حمله سلطان محمود غزنوى به خراسان، سيستان، ماوراءالنهر و رى مواجه بودند. از اين رو، انديشههاى سياسى و اجتماعى ابوعلى سينا واكنشى نسبت به وضعيت موجود و تلاشى براى بهبود آن به شمار مىرود. «١» علاوه بر آن، ابوعلى سينا بخشى از زندگى خود را در دوره حكومت سلطان محمود غزنوى گذراند. سلطان محمود ميل داشت ابوعلى سينا را در كنار خود داشته باشد تا از وى براى افزايش اعتبار و منزلت سياسى حكومتش بهره گيرد. اما ابوعلى سينا هيچگاه دعوت او را براى پيوستن به حكومت غزنويان نپذيرفت. اين رفتار سياسى ابن سينا ناشى از خصوصيات شخصى خودش و ويژگىهاى حكومتى سلطان محمود غزنوى بود؛ زيرا سلطان از نظر دينى از مذهب حنفى و مسلك اشعرى پيروى مىكرد و در عقيده خود بسيار تعصّب داشت به حدى كه غير همكيشان خود را كافر و مرتد و ريختن خون آنها را جايز مىدانست، در حالى كه ابوعلى سينا براساس اعتقادات شيعى، حكومت متعصّبانه سلطان محمود را قبول نداشت. «٢» محمود غزنوى، كه در شكلگيرى انديشههاى سياسى و اجتماعى ابوعلى سينا نقش داشت، اولين پادشاهى است كه لقب «سلطان» بر او نهاده شد. همين مسأله نشان از عدم اعتناى جدّى به اسلام در چنين حكومتى دارد. همچنين وجود چاپلوسى و تحسين اعمال نارواى سلطان توسط درباريان، ستودن فتوحات پر از كشتار شاه از سوى شعرا، اذيت و آزار انديشمندانى مانند ابوريحان بيرونى و ابوالقاسم فردوسى، تشريفات همراه با لعب و لهو، فساد و استبداد مطلق، و اعدام دانشمندان به جرم اعتقادات شيعى از ديگر ويژگىهاى حكومتى است كه در زمان سلطان محمود غزنوى (معروفترين و مقتدرترين پادشاه غزنوى) بر بخش اعظم ايران- يعنى: از همدان تا ماوراءالنهر- حاكميت داشت. «٣»