انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٥
مرهون پويايى و تحرّك شهروندان است. اين تحرّك، كه در جهت نيل به كمال مطلوب (سعادت) صورت مىگيرد، هيچگاه متوقف نمىشود؛ زيرا پس از دستيابى به درجهاى از مطلوبيت، در پى دست يافتن به شرايط بهتر است. اين ويژگى شهروندان تحت تأثير شرايط اقليمى (نظام طبيعى)، عوامل محيطى (نظام اجتماعى)، ويژگىهاى شخصيتى (نظام فردى) و به ويژه مشيّت الهى شكل مىگيرد. «١» به دليل پويايى و تحرّك، شهروندان حق دارند كه در تعيين سرنوشت خود شركت كرده، در تبيين ويژگىهاى شهرشان مشاركت جويند و در تدارك زمينههاى مشاركت خويش همكارى نمايند؛ چراكه هيچ انسانى ابزار انسان ديگر نيست تا به خدمت ديگرى درآيد. البته فقط در اين صورت است كه همه شهروندان امكان شكوفا كردن استعدادهاى خود را، كه لازمه تحقق جامعه انسانىتر و الهىتر است، مىيابند. «٢» به عقيده فارابى، همه شهروندان از توانايى برابر براى رشد و تكامل خود و شهرشان برخوردار نيستند؛ چون انسانها از ذات و سرشت نابرابر برخوردارند و عوامل گوناگون محيطى، اجتماعى و اقليمى به يك نسبت بر همه آنها تأثير نمىگذارد. اين نابرابرى منجر به تضاد و ركود نمىشود، بلكه موجب تعاون و تحرّك است؛ زيرا نابرابرى موجب نيازمندى و تلاش و همكارى براى تأمين آن است. «٣» اگرچه شهروندان از توانايى ذاتى برابر براى رسيدن به رشد فردى و اجتماعى بىبهرهاند، ولى حكّام شهرى بايد امكانات مساوى براى آنان فراهم آورند. در اين صورت، تحرّك آغاز شده براى دسترسى به سعادت و تحقق جامعه خوب و مطلوب تداوم مىيابد. بنابراين، با وجود تفاوت در بين شهروندان، هيچگاه حكومت مطلوب اين تفاوتها را وسيلهاى براى تبعيض قرار نمىدهد. «٤»