انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٤
اجتماع مورد نظر فارابى داراى مراتب گوناگونى است؛ به اين معنا كه در جامعه براساس استعدادهاى فطرى و توانايىهاى اكتسابى، تقسيم كار وجود دارد. در نتيجه، هريك از انسانها در يك مرتبه و موقعيت اجتماعى، اقتصادى و مانند آن قرار دارد و در مجموع، همه انسانها قادرند نيازهاى همديگر را تأمين نمايند. همچنين اجتماع از نظر فارابى، به اجتماع كامل و ناقص تقسيم مىشود. اجتماعى كه قادر باشد نيازهاى اعضاى خويش را برآورد، «اجتماع كامل» است. در مقابل، ده، محله، كوى و منزل كه قادر به برآوردن تمامى حوايج خود نيست، «اجتماع غيركامل» است. به بيان ديگر، فارابى اجتماعى را كه هدف آن نيل به سعادت از طريق همكارى باشد، «اجتماع كامل» مىداند. «١» اجتماع كامل به سه صورت تشكيل مىشود:
١- اجتماع عُظما: اجتماعى كه از ملتهاى بسيارى تشكيل شده است (مانند امپراتورىها)
٢- اجتماع وُسطا: از جمع آمدن يك ملت در محدوده جغرافيايى خاصى تأسيس مىشود.
٣- اجتماع صغرا: بخشى از يك ملت است كه در يك شهر زندگى مىكنند. بنابراين، اجتماع كامل براساس وسعت، جمعيت و ميزان همكارى و هميارى به انواع گوناگونى تقسيم شدهاند. اما به عقيده فارابى، هرچه اجتماع بزرگتر باشد، نيكوتر و كاملتر است؛ زيرا اجتماعِ بزرگتر امكانات بيشترى براى تأمين حوايج مردم در اختيار دارد. البته فارابى يادآورى مىكند كه صرفاً نيازها و تلاش براى تأمين آنها عاملى براى گرد هم آمدن انسانها نيست، بلكه شرايط گوناگون جوّى موجب اختلاف در خُلق و خوى، كشت و زرع و تشكيل اجتماعات متفاوت مىشود. «٢» شهروندان از نظر فارابى، شهر از جمله اجتماعات كامل است. كامل بودن شهر تا حد زيادى