انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٠
ايدهآلى» «١» براى اصلاح جامعه يونان ارائه داده بود. اما فارابى به آن رنگ و بوى اسلامى و قرآنى داد. «٢» از اين رو، مدينه فاضله فارابى شباهتها و در عين حال، تفاوتهاى بسيارى، به ويژه در اصول و اهداف، با نظريه «دولت ايدهآل» افلاطون دارد. عمدهترين تفاوت اين دو به نقشى است كه فارابى- برخلاف افلاطون- به وحى (عقل فعّال) در هدايت و سعادت ساكنان مدينه مىدهد. «٣» مدينه فاضله، شهر، دولت يا اجتماعى است كه در آن همكارى زيادى براى نيل به سعادت دنيوى و اخروى وجود دارد. به بيان ديگر، در چنين شهرى، مردم سعادت خود و ابزار نيل به آن را مىشناسند و براى دستيابى به آن (سعادت) با يكديگر همكارى مىكنند. البته اين همكارى، شرط بقا و حيات مدينه فاضله نيز شمرده مىشود؛ زيرا مدينه فاضله همانند تن آدمى است كه اعضايى دارد و اگر اين اعضا با يكديگر هماهنگ نباشد، حاصل كار آن چيزى نيست كه سعادت انسان را تأمين نمايد. بنابراين، كامل و سالم بودن اعضا و نيز هماهنگى و همكارى آنها از شروط لازم براى فراهم آمدن سعادت است. «٤» البته در مدينه فاضله همه انسانها در يك سطح نيستند؛ زيرا هريك از انسانها در بدو تولد، داراى فطرتى متفاوت با ديگرى است. علاوه بر آن، تربيت متفاوت، فطرتهاى گوناگون پديد مىآورد. گوناگونى فطرتها موجب گرايش به علوم و صنايع متعدد است. اين مسأله تفاوت در شغل، ثروت و سلسله مراتب اجتماعى را ايجاد مىكند. پس مدينه فاضله يك نظام طبيعى است كه در آن تفاوت وجود دارد، اما اين تفاوت، عامل رشد، توسعه و پيشرفت است. «٥»