انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٣
نخست هجرى شكل گرفت. براساس قول مشهور، پيشواى معتزله واصلبن عطاء است كه در ٧٨ ش./ ٨٠ ق. به دنيا آمد و در ١٢٧ ش./ ١٣١ ق. درگذشت. واصلبن عطاء از شاگردان حسن بصرى بود كه به دليل اختلاف نظر با استاد، از وى جدا شد و به همين سبب، به او و پيروانش معتزله و معتزليان- يعنى: كنارهگير و كنارهگيران- گفته مىشود.
بعدها اين مذهب، طرفداران بسيارى يافت و به عنوان انديشه سياسى، مورد قبول بيشتر خلفاى اوليه بنىعباس «١» قرار گرفت.
معتزله همانند بسيارى از ديگر فِرق اسلامى، نخست يك انديشه فكرى و مذهبى بود، اما سپس شكل سياسى پيدا كرد. سياسى شدن معتزله ريشه در اعتقادات و برداشتهاى خاصى دارد كه آنان از عقايد خويش ارائه مىدهند. به عنوان مثال، معتزلىها به عادل بودن خداوند اعتقاد دارند، ولى آن را اينگونه تفسير مىكنند كه لازمه عدالت خداوند آن است كه انسان فاعلِ اعمال خود باشد؛ چنانچه فاعل اعمالش نباشد، نمىتوان آن را در دنيا و آخرت مؤاخذه كرد. بنابراين، او بايد حاكم بر سرنوشت فردى و اجتماعى خويش باشد؛ زيرا فقط در اين صورت است كه وى مسؤول و پاسخگوى اعمال خود خواهد بود.
معتزليان به شدت عقلگرا هستند و عقل را از هرگونه محدوديت در فهم و تبيين مسائل مبرّا مىدانند. آنان صرفاً عقل را ملاك تشخيص حقيقت مىشمارند. حتى گاهى عقل را در مقامى بالاتر از وحى قرار مىدهند. بدين روى، معراج پيامبر (ص)، وجود كرام الكاتبين، كرامات اوليا، ثمربخشى دعا و نيايش و مانند آن را نفى مىكنند. آنان درستى و نادرستى عقايد اسلامى را نيز به ترازوى عقل مىسنجند و به طور عمده، آنچه را دور و يا خارج از دسترس عقل است، نمىپذيرند. «٢» به عقيده آنان، مجتهد چون بر عقل تكيه دارد، هرگز رأى و نظرش به خطا نمىرود.
معتزله ضرورت وجود امام را براى جامعه اسلامى به حكم عقل تائيد مىكنند و در