انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٠
شناختن فردى است كه به روشهاى گوناگون صاحب قدرت مطلق و برتر در جامعه شده، مشروط به اين كه بتواند امور مسلمانان را اداره كند، نظم و امنيت را برقرار نمايد و مخالفان را سركوب سازد. بنابراين، بيعت به مفهوم اعلام وفادارى نسبت به حاكم است كه به هر طريق، حكومت را بر عهده گرفته است. البته گاهى هم بيعت به دليل ترس از جان و مال- يعنى: از روى اكراه و نه از روى رضايت- صورت مىگيرد. «١» جدايى دين از سياست از ديگر مبانى سياسى اهل تسنّن، انديشه جدايى دين از سياست است كه در عربى به آن «عَلْمانيت» و در زبان غربى از آن تحت عنوان «سكولاريسم» ياد مىشود كه به معناى دنياگرايى و دنيايى كردنِ سياست است و در اصطلاح علوم سياسى، به مجموعه انديشههايى اطلاق مىشود كه خواهان جدايى دين از سياست در زندگى سياسىاجتماعى مردم است. براساس اين معنا، دين يك مسأله فردى، درونى و معنوى و نه يك واقعيت اجتماعى و بشرى است. به بيان ديگر، محراب و مسجد از تاج و تخت و مقامات روحانى و معنوى جداست «٢».
علمانيت به معناى مذكور، با آغاز عصر نوزايى (رنسانس) در دنياى مسيحيت غرب متولد شد و همراه گسترش و رسوخ فرهنگ و تمدن غرب در جوامع اسلامى (دوران استعمار كهن) «٣» به كشورهاى مسلمان سرايت كرد. اما در عمل، اجراى چنين انديشهاى در جهان اسلام سابقهاى طولانى دارد، به گونهاى كه در بخش اعظم تاريخ مسلمانان، به ويژه مسلمانان سنّى مذهب، دين و دولت جداى از همديگر بودهاند. در واقع، بيشتر حكومتهاى اين دوران طولانى، غيراسلامى بوده و اهل تسنّن اين حكومتهارا براساس آيه «اولىالامر منكم» پذيرفتهاند؛ حكومتهايى كه در آنها دين در خدمت