انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٥
درس چهارم: مبانى انديشه سياسى اهل تسنّن اهل تسنّن از فرقههاى متعددى تشكيل شده است كه به طور عمده، به چهار مذهب فقهى شافعى، حنبلى (مانند وهابيت)، حنفى (مثل طالبان) و مالكى منشعب مىشوند و طيف وسيعى از مسلمانان در اقصا نقاط جهان را تشكيل مىدهند. اين مذاهب چهارگانه و فرقههاى منشعب از آنها تفاوتهايى با يكديگر دارند، اما برخى اصول مشترك آنها را به هم پيوند مىدهد. برخى از اين اصول مشترك را در بُعد سياسى مىتوان به شرح ذيل برشمرد:
خلافت به اعتقاد اهل تسنّن، پيامبر اكرم (ص) درباره جانشينى خود تصميمى نگرفت و كسى را براى رهبرى مسلمانان در دوران پس از خود برنگزيد، بلكه كار تعيين خليفه و امام پس از خويش را به دست امّت سپرد. امّت نيز بر اين اساس، خليفه خود را پس از رحلت پيامبر (ص) انتخاب نمود. اما در دورههاى بعد، قدرت انتخاب خليفه از مردم سلب شد و مردم و علماى سنّى هر كه را قدرت سياسى مطلق داشت و در برقرارى نظم عمومى تلاش مىكرد، پذيرفتند و هيچ تلاشى براى به دست آوردن حق انتخاب خود به عمل نياوردند. ولى در قرن اخير، مسلمانان سنّىمذهب به تأثير از انديشه مردمسالارى غرب، در تلاش براى بازيابى حق انتخاب ولىّ و رهبر خويش هستند. «١» علت پذيرشِ حاكم و سلطان جور به عنوان خليفه مسلمانان از سوى اهل سنّت آن