انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٨٢
«من به پشتيبانى اين ملت، دولت تعيين مىكنم، ... به واسطه اين كه ملت مرا قبول دارد.» (١٢ بهمن ١٣٥٧ ش.) «١» «من خدمتگزار شما هستم ... من خدمتگزار ملت هستم.» (١٤ بهمن ١٣٥٧ ش.) «٢» «من كه ايشان را حاكم كردم [نصب مهندس بازرگان به نخستوزيرى]، يك نفر آدمى هستم كه به واسطه ولايتى كه از طرف شارع مقدس دارم، ايشان را قرار دادم.» (١٥ بهمن ١٣٥٧ ش.) «٣» ٤- امام خمينى (ره) از اوايل شهريور ١٣٥٨ ش. تا اواسط دى ١٣٥٨ ش. ضمن تبيين مغايرت ولايت فقيه با حكومت استبدادى، نقش مؤثر، ويژه و عميقترى را براى آن به تصوير كشيدند:
«شمايى كه الان در كردستان دست به خرابى زدهايد و معذلك مىگوييد ما سنّى هستيم، شما اگر اهل سنّت هستيد، به حسب فتواى علماى بزرگ اهل سنّت، واجب است اطاعت كنيد از اولىالامر. اولىالامر امروز دولت ما و ما هستيم.» (٢ شهريور ١٣٥٨ ش.) «٤» «دولت اسلامى اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد، آسيبى بر اين مملكت وارد نخواهد شد ... ديكتاتورى به وجود نمىآورد، كارى كه برخلاف مصالح مملكت است انجام نمىدهد.» (٢٨ شهريور ١٣٥٨ ش.) «٥» «اگر چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است ... رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غيرمشروع است. وقتى غيرمشروع شد، طاغوت است.» (١٢ مهر ١٣٥٨ ش.) «٦»