انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٧٢
خلاصه درس به استثناى سيد جمالالدين، شيخ محمد عبده، نائينى و شيخ فضلالله نورى، انديشمندان معاصر ديگرى، كه طراح و مروّج انديشههاى نوين اسلامى بودهاند، نيز در آسمان تاريخ سياسى معاصر مىدرخشند، از آن جملهاند:
١- محمد اقبال لاهورى: اقبال شاعر، نويسنده، متفكر و نظريهپرداز و از رهبران انقلابى شبه قاره هند بود. وى در عرصه انديشه سياسى اعتقاد داشت كه جهان اسلام يك پيكره به هم پيوسته و غير قابل تجزيه است. بنابراين، بهترين حكومت براى اداره امّت اسلام، يك حكومت قرآنى است.
نيل به اين مقصد، نيازمند تحوّل ذهنى و درونى مسلمانان است. به عقيده اقبال، مسلمانان در مواجهه و مقابله با فرهنگ غرب، بايد به بازيابى هويّت و شخصيت گمشده خويش- يعنى: ايمان و فرهنگ اسلامى- نايل شوند. البته او فراگيرى علوم و فنون جديد مغربزمين را نيز لازم مىدانست.
٢- ابوالاعلى مودودى: او متولد شبه قاره هند بود. وى با تأسيس حزب «جماعت اسلامى»، تلاش براى تشكيل دولت اسلامى را آغاز كرد و در اين راه قلم به دست گرفت، به زندان رفت و بسيار سخن گفت. اما پس از شكلگيرى كشور پاكستان، همواره مدافع حكومت و دولت پاكستان باقى ماند.
به عقيده او، حق حاكميت و وضع قوانين با خداوند است و دولت اسلامى صرفاً مجرى قوانين اسلامى است. در نتيجه، مودودى نظام سياسى را فقط يك نظام مبتنى بر آراء مردم قلمداد نمىكرد. وى وظايفى را براى دولت برمىشمرد كه اجراى آن نيازمند عالمان به قانون و عاملان به آن است.
بنابراين، مودودى نامزد شدن افراد را براى احراز مقامهاى پرمسؤوليت رد مىكرد.
٣- سيد قطب: سيد قطب انديشمند بزرگى براى جهان اسلام و متفكرى عظيم براى جنبش اخوان المسلمين مصر در دوران پس از شهادت حسن البنا بود. او همانند اقبال و مودودى مرد انديشه و عمل سياسى بود. از نظر او، جامعهاى كه در آن به اسلام عمل نمىشود، حتى اگر مسلمانان صاحب مال خود باشند، يك جامعه اسلامى نيست. از اين رو، اگر رهبران سياسى مصر ادعاى مسلمانى مىكنند، بايد عقايد غيردينى را كنار بگذارند. همچنين او مىگفت: اساس نظريه سياسى اسلام بر عدالت بدون تبعيض استوار است و پيروى از اولىالامر تا وقتى واجب است كه از قانون الهى (مثل