انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٨
خلاصه درس ابن خلدون، دانشمند و نظريهپرداز بزرگ مسلمان، در تونس به دنيا آمد و در مصر درگذشت. به نظر مىرسد زندگى پرفراز و نشيب، مهاجرت و سفرهاى متعدد و حبسها و در يك كلام، محيط اجتماعى و سياسى و فعاليتهاى علمى و قضايىاش، در شكلگيرى آراء سياسى وى تأثير داشته است. بخشى از آراء سياسى وى عبارت است از:
١- نظريه «دولت»: تلاش براى تأمين نيازهاى انسانى، انسان را به همكارى و پذيرش تقسيم كار مىكشاند. تقسيم كار منجر به توليد بيشتر و نيز باعث كشمكش و درگيرى بر سر مسأله كار و چگونگى انجام آن مىگردد. براى جلوگيرى از جنگ ميان انسانها، به دولت نياز مىشود.
شكلگيرى دولت به حضور مردم، سرزمين مشخص و حكومت نيز وابسته است. در رأس دولت، شاه قرار دارد كه با زور به قدرت رسيده است. به عقيده ابن خلدون، تمدنها و دولت يك موجود زنده است و همانند هر موجود زنده ديگر، زمانى متولد مىشود و زمانى ديگر مىميرد.
٢- نظريه «عصبيّت»: اين نظريه، مهمترين نظريه ابن خلدون و اساسىترين كليد فهم انديشههاى اوست. عصبيّت به معناى پيوند و پيوستگى است و در اثر پيوندهاى فاميلى، همپيمانى، همدينى و همنژادى پديد مىآيد. عصبيّت در باديهنشينان بيشتر است و آنان با بهرهگيرى از اين عصبيّت فراوان و با توجه به سست شدن عصبيّت در شهرها، به شهرنشينان مىتازند و دولت جديدى را جايگزين دولت قبلى مىكنند. ولى عصبيّت در باديهنشينانى كه دولت جديدى تشكيل دادهاند و شهرنشين شدهاند به تدريج از بين مىرود و آنان را در معرض خطر حمله باديهنشينان قرار مىدهد.
٣- انواع اجتماع: لزوم تلاش براى تأمين نيازهاى ضرورى و دستيابى به كمال، انسان را به زندگى جمعى سوق مىدهد. زندگى جمعى به دو شكل باديهنشينى و شهرنشينى تحقق مىيابد.
باديهنشينان، كه دلاورتر و سادهزيستتر از شهرنشينان هستند، براساس معيشت، به مالداران، كشاورزان و شترداران تقسيم مىشوند، در حالى كه شهرنشينان آسايشطلبتر، خودمحورتر و ترسوتر هستند و يك زندگى مصرفى و تجمّلى دارند.