انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٧
تحولاتى ديگر مىشوند؛ به اين معنا كه كشته شدن تعدادى از شهرنشينان، مخالفت فراريان و پناهندگان به كشورهاى همسايه را عليه نظام تازه برمىانگيزاند و نيز ارزشها و آرمانهاى شهرنشينان تسليم شده، ساختار جامعه و دولت جديد را متأثر مىسازد.
به سخنى ديگر، هرچند پيروزى باديهنشينان موجب تولد دولت تازه و تحول اجتماعى جديد مىشود، ولى اين تأثير به آن معنا نيست كه باديهنشينان از زندگى شهرى تأثير نمىپذيرند، بلكه بين باديهنشينان و شهرنشينان رابطه متقابلى پديد مىآيد، به گونهاى كه باديهنشينان براى ارتقاى سطح كمّى و كيفى توليد و در ساختن جامعهاى نو، ايجاد تمدنى تازه و خلقِ فرهنگى نوين، به دانش، صنعت، توان مالى، ابزار اقتصادى، اختراعات و فنآورى صاحبان تمدن قبلى (شهرنشينان) نياز دارند شهرنشينان نيز براى تهيه و گردآوردن تجمّلاتى چون غذاهاى متنوع، انواع پوستها و مواد چرمى متعدد، محتاج باديهنشينان هستند. «١» دولت و تمدن جديد نيز ممكن است همانند دولت و تمدن قديم (باديهنشينان ديروز و شهرنشينان امروز) زوال يابد و رو به انحطاط رود. از نظر ابن خلدون، آنچه را موجب مرگ تمدن گذشته و تولد عمران (تمدن) بعدى مىشود، بايد در زندگى شهرنشينى، كه قرارگاه و مركز ثقل دولت و حكومت كنونى است، جستوجو كرد. بنابراين، هرگاه در زندگى شهرى، بيمارىهاى واگير و مسرى شايع شود، دستگاه دولتى فاسد و مختل گردد، جمعيت بيش از حد لازم افزايش يا كاهش يابد، فساد، تنبلى و كمكارى در اثر تلاش براى برآوردن اميال و هوسها پديد آيد، دولت از گرفتن ماليات اجتناب كند، روحيه تجمّلپرستى اوج گيرد و نيز انحرافات جنسى، قيمت كالاها و روحيه پستى و حقارت افزايش پيدا كند، دولت جديدى جايگزين دولت قبلى مىگردد؛» يعنى، دولت قبلى در پى بروز عوامل مذكور، فرو مىپاشد و جاى آن را دولتى جديد مىگيرد.