انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٥
آن، در پرتو حيات جمعى است كه انسان به كمال دست مىيابد و شايسته جانشينى خدا بر روى زمين مىگردد. از نظر ابن خلدون، زندگى اجتماعى به دو شكل تحقق مىيابد:
١- باديهنشينى: زندگى انسانهايى است كه براى تأمين نيازهاى ضرورى (مانند غذا)، در كوه، بيابان و يا باديه (صحرا) دور هم گرد مىآيند.
٢- شهرنشينى: شهرنشينان گروهى از باديهنشينان هستند كه براى تأمين نيازهاى تجمّلى خود، شهرها را ساختند و در آن ساكن شدند. «١» باديهنشينان اخلاقى نيكوتر از شهرنشينان دارند و نيز دلاورى، رزمآورى و تندخويى آنان بيش از اهالى شهر است. همچنين داراى زندگى ساده و ابتدايى هستند و از سرما و گرما به شكاف كوهها و خانههاى ساخته شده از پشم حيوانات، شاخه درختان و سنگهاى طبيعى پناه مىبرند. آنان معيشت خود را به سختى، از كوه، دشت و صحرا تهيه مىكنند و خوراكشان از مواد طبيعى فراهم مىآيد. ابن خلدون براساس نوع خوراك، باديهنشينان را به سه دسته تقسيم مىكند:
«الف. دستهاى كه به كار كشاورزى مىپردازند و در قريهها و كوهستانها ساكن هستند.
ب. دستهاى كه به مالدارى و مانند آن اشتغال دارند و بين دشتها و چراگاهها در حركتند.
ج. دستهاى كه از طريق شتردارى امرار معاش مىكنند و دايم در حال بيابانگردى مىباشند.» «٢» «از ديدگاه ابن خلدون، باديهنشينان پس از اين كه در اثر كار و تلاش، وضعيت معاش و اقتصاد خويش را بهبود بخشيدند ... اميال رفاهطلبانه و گرايشات تجمّلخواهانه در ايشان ... بروز مىكند» آنان را وامىدارد كه به تأسيس يا تسخير شهرها بپردازند و شهرنشينى را جايگزين باديهنشينى نمايند. اما «تجملگرايى و گسترش نيازهاى