انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٥
وصف، طى اقامت و خدمت سى سالهاش در دربار سه پادشاه اسماعيلى به نامهاى ناصرالدين محتشم، علاءالدين محمد، و ركنالدين خورشاه، شيعه اثنىعشرى بودن خود را در مقابل عقايد خرافى اسماعيليان حفظ كرد. حتى خورشاه، آخرين پادشاه اسماعيلى، را به تسليم در برابر هلاكوخان مغول واداشت. او وزارت هلاگوخان مغول را پذيرفت و پس از آن به دو كار مهم دست زد كه هريك در فراهم آوردن زمينههاى روى كار آمدن سلسله شيعى صفوى تأثير گذاشته است: «١» نخست. خواجه، هلاكوخان را مسلمان ساخت و وى را از قتل مردم و دانشمندان مسلمان، تخريب و ويران كردن، بازداشت و با اين پيشنهاد به هلاكوخان كه «فرمانده فاتح نبايد به خرابكارى اكتفا كند»، او را واداشت كه دستور تأسيس رصدخانه بزرگى بر روى تپه شمالى مراغه آذربايجان و فرمان تشكيل كتابخانهاى با چهارصد هزار كتاب صادر كند. براى تحقق اين دو، اجازه بازگشت و ورود علما، فلاسفه و حكماى مسلمانى همانند كاتبى قزوينى، محىالدين مغربى و حسامالدين شامى را از هلاكوخان گرفت و براى فلاسفه و اطبا به ترتيب، روزى سه و دو درهم مقرّرى تعيين نمود. اين مسأله موجب گرايش به فراگيرى علوم عقلى گرديد كه پيش از وزارت خواجه، سرّى و محرمانه انجام مىپذيرفت. بدينسان، كسانى را كه براى نابودى اسلام و از بين بردن تمدن اسلامى آمده بودند، مسلمان كرد و در شمار حاميان اسلام درآورد. «٢» دوم. حسامالدين، منجّم سنّىمذهب هلاكوخان، وى را با سخنانى چون «اگر چنين كنى [تأسيس رصدخانه] باران نخواهد باريد، گياهى از زمين نخواهد روييد، هوا توفانى مىشود و زلزله جهان را ويران خواهد كرد»، از حمله به بغداد و سرنگون ساختن بنىعباس بازمىداشت. اما نفوذ كلام و استدلال خواجه بر هلاكوخان مؤثر افتاد و قصد حمله به بغداد كرد، آنگاه خواجه نصير با همدستى مؤيدالدين ابن العقلمى، وزير شيعى سى و هفتمين خليفه عباسى- يعنى: المستعصم بالله- و برخى رجال شيعى ديگر، خليفه