انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٤
تابع او باشى. «١» اگر مردمى به والى ظالمى دچار گردند، بايد بدانند كه ميان دو خطر قرار گرفتهاند: يا با والى ظالم مىسازند و بر مردم ديگر مىتازند؛ يا با مردم همراه مىشوند و بر والى ظالم مىشورند.
در صورت تحقق حالت اول، دين و مروّت و در حالت دوم، دنيا و نفس خويش را هلاك خواهند كرد. راه خلاص از اين دو خطر، دورى از والى ظالم است. اما اگر والى ظالم نبوده، ولى روش او مورد رضايت مردم نباشد، مردم چارهاى جز وفادار ماندن به او ندارند، تا اين كه خداوند راه نجاتى فراهم آورد. «٢» خواجه نصير در صحنه عمل سياسى خواجه نصيرالدين طوسى مرد سياست در دورانى مملو از هرج و مرج سياسى بود، همانگونه كه امام خمينى (ره) مىفرمايد:
«خواجه نصير و امثال نصير وقتى در اين دستگاهها وارد مىشدند، نمىرفتند وزارت كنند، نمىرفتند كه در تحت نفوذ آنها باشند، مىخواستند آنها را مهار كنند.
آن خدمتى كه خواجه نصير وقتى كه دنبال هلاكو رفت، خدمت بسيار ارزندهاى كرد؛ چراكه او براى مهار كردن هلاكو و براى كسب قدرت، جهت خدمت به عالم اسلام بود.» «٣» بنابراين، خواجه نصيرالدين همانند خواجه نظامالملك، انديشه سياسى را با عمل سياسى درآميخت و پايدارى انديشه دينى را در گرو حاكميت دستورات و احكام دينى ديد. به همين دليل، در دوران پرآشوب آن زمان، به دربار اسماعيليان راه يافت. «٤» با اين