انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٥
ثانياً، نفر اوّل بيم آن دارد كه حاصل كارش به حساب نفر دوم گذاشته شود و نفر دوم ترس آن دارد كه اوّلى از زحماتش بهرهمند گردد. «١» بر پادشاه لازم است كه از احوال سپاهيان آگاه باشد و در تأمين حوايج آنان بكوشد تا به فساد و ستم روى نياورند. افزون بر آن، پادشاه بايد سه كار انجام دهد تا از روى آوردن لشگريان به انحراف و ظلم جلوگيرى كند:
الف- حقوقشان را به موقع و با دست خويش بپردازد تا مهر و محبت شاه بر دل لشكريان بنشيند و در انجام خدمت و در اداره جنگ سخت بكوشند و به شدت پايدارى و ايستادگى نمايند.
ب- لشكريان بايد از همه نژادها و از همه مناطق كشور باشند و نيز با معيار و ملاك «نيك بودن» انتخاب شوند.
ج- جاسوسانى بر آنها بگمارد تا كار خويش را به درستى انجام دهند. البته جاسوسان بايد ناشناس باشند. «٢» خواجه به پادشاه توصيه مىكند كه در كارها به مشورت بپردازد؛ زيرا مشورت موجب تقويت تدبير و رأى او مىشود. همچنين، مشورت، پادشاه را از خودكامگى و شتاب در عمل- كه در آن پشيمانىها است- بازمىدارد. خواجه افرادى همچون علماى دين را براى مشورت معرفى مىكند و بر شاه تذكر مىدهد كه هر هفته، يكى دوبار علما را به حضور بپذيرد، به موعظه آنان در حرام و حلال الهى گوش دهد، تفسير قرآن، اخبار و حديث را از آنان بشنود و با آنها به مناظره بپردازد. به عقيده خواجه، زمانى كه پيامبر دانا و آگاه به وحى (پيامبر اكرم- ص-) به مشورت دست زده است، پادشاه نبايد خود را از مشورت و مزاياى آن بىنياز بداند. «٣» همچنين خواجه در نظارت بر كارگزاران، رعايت حال و خواسته رعيت، گزينش