انديشه سياسى مسلمانان - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٤
ج- راهى براى تأمين رزق و حفظ اجتماع انسانى به شمار مىرود.
به ديگر سخن، سياست، انسانها را دوست هم مىسازد و در پرتو اين دوستى، انسانها دور هم جمع مىشوند تا به صورت دستهجمعى، به تهيه غذا، كه شرط بقا و حيات جامعه انسانى است، بپردازند. «١» چنين سياستى بر سه پايه توحيد، پرهيز از معاصى و عمل به دستورات شرع قرار دارد. در نتيجه، هرگونه سياستى كه از سه ويژگى مذكور تهى باشد، مورد قبول غزّالى نيست؛ زيرا نمىتواند انسان و انسانها را به رستگارى ابدى برساند. بنابراين، سياست از نظر غزّالى كارى است كه نحوه فراهم آوردن زمينههاى همكارى انسانها و پديد آوردن راههاى حفظ اجتماع در چارچوب شرع مقدس اسلام را ترسيم مىكند. «٢» سياست داراى چهار مرتبه است:
١- سياست انبيا (ع): پيامبران (ع) بهترين اصلاحگر ظواهر و بواطن انسانها (عوام و خواص) هستند.
٢- سياست خلفا: سلاطين و خلفا تنها با بهكارگيرى زور قادرند ظواهر انسانها را تحت تأثير قرار دهند.
٣- سياست علما: رأى، نظر و سيره فقها و علما صرفاً باطن خواصِ انسانها را متأثر مىسازد.
٤- سياست وعّاظ: وعّاظ قادرند تا با تأكيد بر بديهيات اعتقادى و سنّتهاى اخلاقى، به اصلاح باطن توده مردم (عوام) بپردازند. اما سياست خلفا، علما و وعّاظ، كه از سياست انبيا (ع) نشأت مىگيرد، «٣» به مرتبه سياست انبيا، كه به تنهايى قادر به اصلاح ظاهر و باطن عوام و خواص انسانها هستند، نمىرسد.