نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٩٤
جنگجويان يهود، وحشتزده، داخل دژ رفتند و درب «١» را بستند. اميرمؤمنان عليه السلام آن را از جاى كند و پشت سر خود انداخت «٢» امام على عليه السلام درباره اين عمل اعجازآميز مىفرمايد:
من هرگز آن [درب] را با نيروى بشرى از جا نكندم، بلكه با قدرت الهى اين كار را انجام دادم. «٣» سرانجام، خيبر نيز فتح شد و كانون فتنه و فساد به دست مسلمانان افتاد و يهوديان با نود و سه كشته تسليم شدند. با اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىتوانست همه آن خيانتكاران را بكشد يا تبعيد و تمامى اموالشان را مصادره كند و زنان و فرزندانشان را به اسيرى بگيرد، با نهايت بزرگوارى از آنان در گذشت و اجازه داد كه در سرزمين خود بمانند و در انجام شعائر دينى خود آزاد باشند به شرط آن كه از درآمد خود به حكومت اسلامى جزيه پرداخت كنند. «٤» پس از فتح خيبر، پيامبر صلى الله عليه و آله گروهى را به فرماندهى على عليه السلام به سوى فدك اعزام كرد تا سرنوشت يهوديان آن جا را مشخص كند، يا اسلام آورند، يا جزيه بپردازند و يا آماده جنگ شوند. آنان با دريافت خبر شكست يهوديان خيبر، تن به مصالحه و پرداخت جزيه دادند و پيامبر صلى الله عليه و آله پذيرفت. «٥» چون فدك بىدرگيرى به دست رسول خدا (ص)
فتح شد، به وحى مىرسيد «وَ آتِ ذى الْقُرْبى حَقَّهُ» «٦» حق ذى القربى را بپرداز، آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله به امر خداوند، فدك را به حضرت زهرا (س) بخشيد. «٧»