نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٧٢
را بهعنوان رهبر و فرمانده برگزيده بودند و از او فرمان مىبردند. بنابر نظر فقيهان، كشتن اينان و نيز فراريان و مجروحانشان مباح است تا كاملًا متلاشى شوند و ريشه فساد بخشكد.
ب- گروهى را كه، امام و رهبر و هسته مركزى ندارند يا در جنگ كشته شدند، تا در صورت شكست، دوباره سازماندهى شوند و نبرد را ادامه دهند، «: غير ذوفئه» (: بدون تشكيلات) مىنامند. اين گروه، جنگجويانشان كشته مىشوند، ولى فراريانشان تعقيب نمىشوند و مجروحانشان به قتل نمىرسند.
نقل است كه يحيى بن اكثم از امام هادى عليه السلام پرسيد: «چرا على عليه السلام در جنگ جمل، فراريان دشمن را تعقيب نكرد و مجروحانشان را نكشت و افرادى از دشمن كه سلاح خود را بر زمين گذاشتند و تسليم شدند يا به خانه خود رفتند و يا جبهه جنگ را ترك گفتند، تعقيب نكرد، ولى در جنگ صفين فراريان را تعقيب كرد و مجروحان را كشت؟» امام عليه السلام فرمود: «زيرا رهبران اصحاب جمل، يعنى طلحه و زبير، كشته شدند و گروه ناكثين، فرماندهى نداشتند تا به او رجوع كنند و فرمان گيرند. تشكيلات و سازمانشان به هم ريخته بود و افراد دست از محاربه برداشته به خانههاشان بازگشته بودند، اينان را مىتوان رها كرد و شمشير از آنان برداشت زيرا تشكيلات و پشتيبانى ندارند كه با همدستى آنان به جبهه حق بتازند و فرماندهى ندارند كه سازماندهى دوباره شوند. امّا گروه قاسطين، در جنگ صفّين، گروه و جمعيتى آماده به جنگ داشتند و از فرماندهى معاويه برخوردار بودند كه سلاح و نيزه و شمشير و تجهيزات نظامى در اختيارشان مىگذاشت و به آنان پاداش مىداد و كمك مىكرد و آوارگانشان را پناه مىداد و مجروحان را درمان مىكرد و به پيادگان، مركب مىداد و با سازماندهى دوباره، آنان را به نبرد با سپاه حق اعزام مىكرد و امير مؤمنان عليه السلام با اين دو گروه يكسان عمل نكرد.» «١» احكام سبايا (اسيران زن و كودك)
زنان و كودكان باغيان (ذوفئه و غير ذوفئه) به اسارت گرفته نمىشوند و كسى حق