نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢١٩
خٌلاصه فصل «امان»، قرارداد موقّتى است كه به درخواست كفّار در حال جنگ، ميان آنان و دولت اسلامى بسته مىشود. امام عليه السلام و جانشين آن حضرت و سربازان اسلام مىتوانند در چارچوب مقررات اسلامى، امان دهند.
امان دهنده بايد مسلمان، بالغ، عاقل و مختار باشد، و مستأمن [كسى كه امان مىگيرد] مصونيت جانى، مالى و ناموسى دارد و كسى حق تعرّض به او را ندارد.
«هدنه» يعنى قرارداد آتشبس موقّت، كه طرفين جنگ براى مدّتى معيّن آن را امضا مىكنند.
امام عل نظام دفاعى اسلام ٢٣٠ ٣ - احكام اسيران ص : ٢٢٨ ى عليه السلام به مالك اشتر فرمود: «هرگز صلحى را كه از طرف دشمن پيشنهاد مىشود و رضاى خدا در آن است، رد مكن.» شرايط هدنه آن استكه رضايت خدا و مصلحت اسلام و مسلمانان در آن باشد، اميد مسلمان شدن كفّار برود، حفظ كيان اسلام در آن منظور شود و ادامه جنگ به نفع اسلام و مسلمانان نباشد و مورد سوء استفاده دشمن قرار نگيرد. مرجع اعلان آتش بس، تنها امام عليه السلام يا جانشين اوست.
قرارداد ذمّه، قراردادى دايم است كه ميان مسلمانان و اهل كتاب منعقد مىشود و اهل كتاب بنابر شرايطى، ضمن پرداخت جزيه به دولت اسلامى، از زندگى مسالمتآميز، امنيت و مزايايى ديگر در كنار مسلمانان برخوردار مىشوند. از شرايط قرارداد ذمّه، آن است كه اهل ذمّه به قوانين اسلام و مقررات حكومت اسلامى پايبند باشند و از انجام منكراتى كه در اسلام حرام است، پرهيز كنند، مسلمانان را نيازارند، عبادتگاهى براى خود نسازند و به مقدّسات اسلام اهانت نكنند. تنها امام يا جانشين آن حضرت و در زمان غيبت، ولىّ فقيه جامعالشّرائط، صلاحيت انعقاد قرارداد ذمّه را دارند.
در صورت گرويدن كفّار به اسلام، يا تسليم شدن آنان به صورت مشروط يا غير مشروط، نبرد پايان مىپذيرد.