نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٩٣
براى حكومت اسلامى و مانعى سخت در پيش راه گسترش اسلام به حساب مىآمدند.
با گرد آمدن يهوديان در خيبر و برخوردارى از دژهاى استوار و آماده داشتن ده هزار «١» (و به قولى بيست هزار «٢») جنگجو با تجهيزات نظامى، اين خطر جلوه مىنمود كه به سوى مدينه حركت و به حريم حكومت اسلامى تجاوز كنند. از سويى ديگر، يهوديان با دولتهاى بزرگ آن روز، روابطى محكم داشتند و هر لحظه ممكن بود به تحريك آنان، عليه اسلام برخيزند. «٣» همچنين صلح حديبيه اين توهّم را در يهوديان پديد آورده بود كه اين پيمان از روى ضعف مسلمانان بوده و همين مىتواند زمينهاى باشد براى حمله به آنان.
محاصره خيبر:
رسول گرامى صلى الله عليه و آله با سپاهى به استعداد هزار و ششصد نفر، در سال هفتم هجرى، شبانه يهوديان خيبر را غافلگير ساخت و راههاى امدادى آنان را بست و مانع پيوستن طايفه غطفان (همپيمانان خيبريان) به آنان شد. آن گاه با تاكتيكهايى ويژه، به فتح دژها پرداخت.
آخرين دژ باقيمانده يهوديان به فرماندهى مَرْحَبْ، سرسختانه در آن مقاومت مىكردند.
جنگجويان يهودى، از بالاى برجكها، به شدت مسلمانان را تيرباران مىكردند و خندقى در اطراف دژ حفر كرده بودند كه فتح دژ را مشكل مىنمود. سه فرمانده مسلمان، در سه روز متوالى، با ضد حمله يهوديان عقبنشينى كردند و كارى از پيش نبردند. روز بعد، پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به على عليه السلام سپرد. «٤» اميرمؤمنان عليه السلام در پيشاپيش سپاه به دژ حمله كرد. و عدهاى را به خاك افكند، مرحب، خشمگين، از دژ بيرون جست. وقتى نام حيدر را شنيد، ترسى در وجودش نشست. اميرمؤمنان عليه السلام او را نيز به خاك افكند.