نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١١٩
گمراه و تبهكار در سر راه انسانها نشستهاند و در انديشه براندازى دين خدا و راه خدايند و مردم را از ارزشهاى الهى- انسانى بازمىدارند و به ضد ارزشها فرامىخوانند، به ناچار آنان را از پيكره جامعه جدا مىسازد. كار اين تبهكاران در اصطلاح قرآن «صدّ عن سبيل اللّه» است كه با الهام از شياطين مىخواهند جامعه انسانى را به هبوط و سقوط بكشانند. سرپرست دين، كه مسؤوليت حفاظت از ارزشهاى دينى و انسان را در جامعه جهانى برعهده دارد، پس از اقامه حجّت بهوسيله منطق، حكمت و برهان، اگر هدايت نشوند، به جرّاحى اين اعضاى فاسد و مفسد از پيكره جامعه انسانى اقدام مىكند. چون اينان به مرحلهاى از قساوت و شقاوت رسيده و آنچنان در باطل فرو رفتهاند كه جز از ميان بردنشان، چارهاى نيست؛ همچنانكه خود، اقرار مىكنند:
«قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا اوَ عَظْتَ امْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظينَ» «١» براى ما تفاوتى نيست، ما را نصيحت كنى يا نكنى، راه خود را مىرويم.
اين تبهكاران، چون سنگى هستند كه بر دهانه نهر آب قرار گرفته است و نه خود آب مىخورد و نه مىگذارد آب به تشنهكامان برسد. از اين رو، براى دفاع از تشنگان، راهى جز برداشتن سنگ نيست.
استاد مرتضى مطهرى مىگويد:
در ديدگاه اسلام، دفاع از حقوق انسانى نهتنها مشروع است، بلكه در مقايسه با حقوق فردى و ملّى، از مرتبهاى والاتر و مقدّستر برخوردار است؛ زيرا ملاك مشروعيت دفاع، داشتن حقّ است و هر چه حق ارزشمندتر باشد، دفاع از آن نيز ارزشمندتر است. بنابراين، روح دفاع در پيكره جنگ و جهاد جارى است، چون جهاد ابتدايى به جهت دفاع از حقوق انسانيّت، در حقيقت دفاع است نه تهاجم. «٢» و علّامه محمدتقى جعفرى مىنويسد:
اگر صيانت ذات با اشتراك و وحدت ذات ديگر انسانها در حقوق اساسى سهگانه