نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٣٩
سرزمينهاى اسلامى را يك حوزه و قلمرو تلقّى مىكند، هر چند مرزهاى جغرافيايى متعارف، آنها را از يكديگر جدا كرده باشد.
علّامه طباطبايى، تحت عنوان «مرز كشور اسلامى عقيده است، نه حدود جغرافيايى» مىنويسد:
در اسلام، تنها مرز عقيده و ايمان اسلامى داراى ارزش و اعتبار حقيقى است. از اين رو، بر ديگر مرزها اولويّت دارد. «١» ... اسلام، تأثير انشعابات ملّى را در ايجاد جامعه، به كلّى لغو كرده است؛ انشعاباتى كه لازمه زندگى ابتدايى و قبيلهاى يا اختلافات جغرافيايى مربوط به زندگى مادى بوده است. اسلام، جامعهاى را بنيان نهاده است كه مرزهايش را عقيده تعيين مىكند، نه نژاد، وطن و امثال آن. حتّى در موضوع ازدواج نيز، كه سازنده واحد بنيادين جامعه بشرى است، ملاك و محور را عقيده قرار داده است نه وطن و اقامتگاه. «٢» - دارالاسلام:
«دارالاسلام»، سرزمينى است كه در قلمرو حاكميت و قوانين و مقررات اسلام است و احكام اسلام در آن نافذ و شعائر دين بر پاست. «٣» در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله، مدينه، «دارالاسلام» بود. امروز به كشورهاى اسلامى به رغم حاكمان فاسد آنها، «دارالاسلام» اطلاق مىگردد.
دارالحرب «دارالحرب»، به سرزمينهايى مىگويندكه خارج از قلمرو حاكميت اسلامند و احكام شرك در آنها جارى است و با كشورهاى اسلامى سر جنگ دارند. مكّه را پيش از فتح و پساز هجرت «دارالحرب» مىگويند، ولى پس از فتح، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لا هجرة بعد الفتح» (: پس از فتح مكّه، هجرتى نيست) و از آن پس، مكّه، «دارالاسلام» محسوب گرديد. «٤» هجرت شخص مسلمان از «دارالحرب» به «دارالاسلام»، در صورتى كه نتواند شعائر