نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢١٣
مهادنه جايز است در صورتى كه متضمن مصالح مسلمانان باشد، يا نيروى مسلمانان اندك باشد و يا اميد اسلام آوردن كفّار برود در صورتىكه به آنان مهلت داده شود. ولى هنگامى كه اين عوامل برطرف شوند و مسلمانان قدرت يابند، ديگر ادامه آتش بس مجاز نيست. «١» پس از هدنه بايد كاملا مراقب و مواظب دشمن بود كه از شرايط پيش آمده سپاه اسلام را غافلگير نسازد، چنانكه امام على عليه السلام به مالك اشتر نسبت به اينگونه صلح و آتشبس هشدار مىدهد:
«وَ لكِنَّ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَانَّ الْعَدُوَّ رُبَّما قارَبَ لَيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فى ذلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ» «٢» و لكن پرهيز پرهيز! از دشمنت پس از بستن پيمان صلح، سخت پرهيز كن؛ چرا كه دشمن گاه نزديك مىشود تا غافلگير سازد. پس، دورانديش باش و در اين موارد روح خوشبينى و حسن ظنّ را كنار بگذار.
مرجع تشخيص شرايط و مصلحت انديشى درباره درست بودن يا نبودن هدنه، امام و رهبر مسلمانان و در زمان غيبت كبرا، ولىّ فقيه جامع الشرائط است. «٣» قرارداد هدنه، بايد به امضاى حاكم اسلامى برسد و همچنين اعلان آتش بس از ناحيه وى صورت پذيرد؛ زيرا تصميمگيرى در جنگ و صلح برعهده اوست. علامه حلّى مىنويسد:
بستن پيمان صلح براى امام به اتفاق علما مجاز است؛ زيرا تصميمگيرى در امور جنگ موكول به اوست. «٤» كاشف الغطاء مىنويسد:
براى غير امام يا نايب خاص يا عام و يا اولو الامر، اعلان آتش بس مجاز نيست؛ زيرا