نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٧٦
صورت يأس از راه حلّهاى فرهنگى، سياسى و تأليف قلوب (: كمكهاى اقتصادى)، نوبت مجازات از طريق اقدام نظامى مىرسد و بر همگان واجب مىگردد به نداى امام و رهبر، لبيك گويند. «١» ٤- استفاده نكردن از سلاحهاى كشتار جمعى: جنگيدن با بغات بهوسيله سلاحهاى كشتار جمعى در آيين الهى، عملى ناپسند است، مگر آن كه ضرورت و اضطرارى در كار باشد. چون مقاتلين و كسانى كه سلاح به دست مىگيرند و به مقابله با نظام اسلامى قيام مىكنند، مستحق مجازات هستند، البته استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى اختصاصى به جنگ با باغيان ندارد. در همه جنگها جارى است.
علّامه حلّى مىنويسد:
هر گاه دفع بغات جز با جنگ و قتال ميسّر نشود، قتل آنان واجب است. ولى نه با سلاحهاى كشتار جمعى چون: آتش، منجنيق و غرق كردن با آب. زيرا هدف از قتال، پراكنده ساختن جمع بغات و بازگرداندن آنان به اطاعت (امام) است و (بهكار بردن) آتش موجب هلاك آنان مىشود، و دامنهاش غير مقاتلين را نيز مىگيرد. البته در حال اضطرار استفاده از اين سلاحها مانعى ندارد. «٢» ٥- فراريان گروه «غير ذوفئه» تعقيب نمىشوند و مجروحان و اسيرانشان كشته نمىگردند. «٣» بغات در گذر تاريخ حكومت اسلامى همواره در دوران حكومت اسلامى، گروههايى بودهاند كه عدالت اجتماعى را تاب نمىآورده و در پى خواستهها و منافعى بودهاند كه در حكومت اسلامى به آن دست نيافته بودند. اينان، از روى آگاهى يا ناآگاهى، عليه حكومت اسلامى دست به شورش زده و خواسته يا ناخواسته، سدّى در راه پيشرفت اهداف حكومت اسلامى شدهاند. و همان راهى را پيش گرفتهاند كه دشمنان اسلام در پيش گرفتهاند. چنين كسانى، در حقيقت، با اعمال و گفتار خويش، مجرى اهداف دشمنان اسلام بودهاند.