نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٨٥
جبرانناپذير متحمّل شد. سران قريش تا آن روز توانسته بودند در سايه وحدت سياسى نيروى بسيار عليه اسلام بسيج كنند و اقوام عرب و غير عرب را متوجّه قدرت خويش سازند، ولى پس از اين شكست، آن موقعيت را از دست دادند. ولى جبهه اسلام موقعيّت سياسى مستحكمى به دست آورد. اعرابى كه در گرويدن به اسلام شك و ترديد داشتند و منتظر حصول نتيجه جنگ احزاب بودند، ترديدشان از ميان رفت و به اسلام گرويدند.
و آوازه اسلام در همه جا پيچيد و شمار گرويدگان به اسلام به دو برابر رسيد. «١» جبهه كفر، در بُعد نظامى نيز به سختى شكست خورد، عمرو بن عبدود كشته شد و روحيّه فرماندهان و سربازان به شدت ضعيف گشت، اتّحاد جبهه كفر از هم پاشيد و قريش ديگر نتوانست در پرتو اتحاد سياسى سپاهى عظيم فراهم سازد. تا آن روز، جبهه كفر در موضع تهاجمى بود، ولى پس از شكست در جنگ احزاب، در موضع تدافعى قرار گرفت.
مسلمانان كه تا آن روز در موضع دفاعى بودند، از آن روز، موضع تهاجمى اتخاذ كردند. رسول خدا (ص) استزاتژى نظامى آينده را با اين جمله روشن ساخت:
«الْانَ نَغْزُوهُمْ وَ لا يَغْزُونَنا» «٢» از اين پس ما بدانان هجوم مىبريم نه آنان به ما از آن پس ابتكار عمل نظامى و يورش به مواضع دشمن، به دست مسلمانان افتاد و دشمن در موضع انفعالى قرار گرفت. جنگ خيبر، فتح مكه، و ... گوياى اين حقيقت است.
فتح مكه و آزادسازى پايگاه توحيد: قبله مسلمانان در مكّه در اشغال مشركان بود و آنان، بتان خويش را در داخل كعبه و مسجد الحرام جاى داده و آن مركز توحيد و يكتاپرستى را به مركز بتپرستى تبديل كرده بودند مكه، پايگاه مشركان قريش بود كه از آن جا عليه اسلام نقشه مىكشيدند و تجاوزهاى نظامى، تحريمهاى اقتصادى، تبليغات و ... را تدارك مىديدند و به حريم حكومت اسلامى و مقدسات مسلمانان حمله مىبردند.