نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٨٣
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله با دريافت خبر حركت سپاه احزاب، با فرماندهان و اصحاب به شور نشست و با پيشنهاد سلمان فارسى، در نقاط آسيبپذير مدينه، خندقى حفر گرديد. «١» در مدينه همگى جز منافقان به سختى كار مىكردند و از همه بيشتر سلمان بود كه چون ده نفر كار مىكرد. پس از حفر خندق كه شش روز «٢» طول كشيد، سه هزار جنگجوى مسلمان در پشت آن موضع گرفتند.
زمينگير شدن احزاب: لشكر احزاب به مدينه رسيد، ولى براى ورود به شهر، با خندق رو به رو شد. ابوسفيان ناباورانه با ديدن خندق گفت: «به خدا سوگند اين حيله عرب نيست!» و به ناچار پشت خندق اردو زدند.
در اين هنگام شرايطى سخت بر جبهه مسلمانان حاكم بود و آنان خود را از هر سو در محاصره دشمن مىديدند. از يك سو خود را با سپاه ده هزار نفرى قريش روبه رو مىديدند، از سويى ديگر شنيدند كه يهوديان بنى قريظه به دشمن پيوستهاند و از ديگر سوى، طعن و تمسخر و شايعات منافقان آزارشان مىداد.
قرآن كريم آن شرايط بحرانى را چنين ترسيم مىكند:
«إِذْ جَآءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيداً» «٣» هنگامى كه دشمن از بالا و پايين شما را احاطه كرد و چشمها [از ترس] خيره شد و جانها به لب رسيد و به خداوند گمانهاى بد برديد، در چنين گاهى، مؤمنان آزموده شدند و سخت تكان خوردند.
البته، مؤمنان در سايه توكل به خدا و وعدههاى پيامبر (ص)، ايمان و پايدارى خود را حفظ كردند. «٤»