نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٧٧
شتر خود را بريده بود. چند بار فرياد زد: «اى قريش! محمد و يارانش قصد كاروان شما را دارند، به فرياد برسيد!» «١» سران قريش با شنيدن فريادهاى ضمضم به خشم آمدند و مردم را براى مقابله با پيامبر صلى الله عليه و آله تجهيز كردند و لشكرى به استعداد هزار نفر به فرماندهى ابوجهل به منطقه بدر فرستادند. تمام سران و بزرگان قريش در اين جنگ شركت داشتند جز ابولهب، كه او نيز عاصم بن هشام را در ازاى بدهكاريش به جاى خود فرستاد. «٢» گروهى از كنيزكان آوازهخوان نيز براى تحريك لشكريان، با آنان همراه شدند.
به رغم نجات كاروان تجارتى قريش، ابوجهل به عنوان فرمانده لشكر قريش بر جنگ با پيامبر صلى الله عليه و آله پاى مىفشرد و مىپنداشت كه با يك حمله مىتواند مسلمانان را از پاى درآورد و آنگاه با كسب پيروزى بر سران مشرك فخر فروشد.
سرانجام، لشكر اسلام به استعداد سيصد و سيزده نفر در برابر سپاه كفر، به استعداد هزار نفر قرار گرفت. «٣» عدهاى از سران قريش آغاز جنگ را با وجود رهايى كاروان تجارتى، نوعى تجاوز به شمار مىآوردند، و دشمنى مىدانستند و سوداى بازگشت به مكّه را داشتند، ولى ابوجهل مانع شد. «٤» رسول خدا صلى الله عليه و آله به مسلمانان خبر داده بود كه خداوند وعده پيروزى داده است «٥» و او در وعدهاش تخلّف نمىكند. آن گاه فرمود: «به خدا سوگند، گويا هم اكنون قتلگاه ابوجهل، عتبه، شيبه و ... را مىبينم. «٦»» هر چند برخى مسلمانان در باطن به غنيمت مال التّجاره قريش نظر داشتند، ولى خداوند اراده ديگرى داشت. «٧». خداوند مىخواست با شمار اندك مسلمانان بىسلاح،