نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٦١
جهاد برتر از خدمتگزارى به حجّاج و كليددارى مسجدالحرام روزى شيبه و عباس، از افتخارات خويش سخن مىگفتند. على عليه السلام از كنار آنان گذشت و پرسيد: «به چه افتخار مىكنيد؟ عباس گفت: «فضيلتى دارم كه احدى ندارد و آن آبرسانى به حجّاج خانه خداست. شيبه گفت: «من تعميركننده مسجدالحرام [كليددار] هستم. على عليه السلام فرمود: با اين كه از شما حيا مىكنم. بايد بگويم با اين سنّ كم، افتخارى دارم كه شما نداريد.» پرسيدند: «كدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد كردم تا شما به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آوريد.» عباس خشمناك برخاست و دامنكشان به سراغ پيامبر (ص) رفت و گفت: «آيا مىبينى على چگونه با من سخن مىگويد؟!» پيامبر صلى الله عليه و آله على را خواند و به او فرمود: چه چيزى موجب شد با عمويت اين گونه برخورد كنى؟!» على عليه السلام گفت: «اى رسول خدا! من حقيقتى را باز گفتم. در برابر حق هر كس مىخواهد ناراحت شود و هر كس مىخواهد خشنود!» آن گاه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: «١» «أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لَايَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ «٢» آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] كسى مىدانيد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد كرده است؟! [اين دو] نزد خدا مساوى نيستند! جهاد؛ تجارتى بىنظير در فضيلت جهاد همين بس كه خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را مىخرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزانى مىدارد:
قرآن مىفرمايد:
«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ