نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٥٠
طالوت فرماندهى را برعهده گرفت و بنىاسرائيل را براى جنگ با دشمنان آماده ساخت در مسير راه، نيروها تشنه شدند و طالوت به فرمان خداوند، براى اين كه آنان را آزمايش كند، گفت: «به زودى به نهر آبى مىرسيد. كسانى كه از آن بنوشند تا سيراب شوند، از من نيستند و آنان كه جز مقدار كمى ننوشند، از ياران منند «١».» همين كه چشم لشكريان به آب افتاد، جز اندكى خود را از آب سيراب كردند.
طالوت با سيصد و سيزده نفر به استقبال دشمن به فرماندهى جالوت شتافت.
سپاهيان اندك طالوت، از نيرومندى و فزونى سپاه جالوت به وحشت افتادند اما مؤمنان آن جمع گفتند: «از فزونى دشمن نترسيد، چه بسا نيروى اندك بر نيروى بسيار با يارى خدا پيروز شود.» در اين گروه، حضرت داوود عليه السلام به چشم مىآمد كه نوجوانى بيش نبود و براى كمك به دو برادر خود در جنگ حضور يافته بود. او چند تكه سنگ، با فلاخنى كه در دست داشت، ماهرانه به سوى فرمانده دشمن پرتاب كرد. سنگها درست بر پيشانى جالوت نشست و او در پيش چشمان سپاهيانش بر زمين افتاد و كشته شد. با كشته شدن او، رعب و هراس در دل سپاهيانش افتاد و همگى گريختند و سپاه طالوت پيروز شد. «٢» حضرت سليمان (ع)
حضرت سليمان عليه السلام فرزند حضرت داود (ع)، حكومتى بىنظير و ارتشى بىمانند داشت و جن و انس و پرنده و چرنده در خدمت وى بودند. روزى هدهد، از خورشيدپرستى قوم سبا بدو خبر داد.
وى بىدرنگ نامهاى به بلقيس، ملكه سبا، براى ترك شرك و قبول توحيد نوشت.
چون پاسخى شايسته بدو ندادند، آنان را به جهاد و مبارزه تهديد كرد و با پيك ملكه سبا پيامى برايشان فرستاد:
«ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّاقِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُون» «٣»