نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٤
در اين باره، آياتى كه مسلمانان را به جنگ فرا مىخوانند و سستى و اهمال را در برابر مشركان كينهتوز روا نمىدانند بسيار است. «١» صلح شرافتمندانه: صلحى در اسلام پذيرفته است كه عزّت و سربلندى اسلام و امّت اسلامى در آن باشد. ولى صلح ذلّتبار، كه حقارت و خوارى به ارمغان آورد و تشويق متجاوز و مشروعيت بخشيدن به تجاوز باشد، ممنوع است:
«فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» «٢» پس، هرگز سست نشويد و [دشمنان را] به صلح [ذلّتبار] دعوت نكنيد، در حالى كه شما برتريد و خداوند با شماست و چيزى از [ثواب] اعمالتان نمىكاهد.
امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«وَجَدْتُ الْمُسالِمَةَ ما لَمْ يَكُنْ وَهْنٌ فِىالْاسْلامِ انْجَحُ مِنَ الْقِتالِ» «٣» مسالمت و صلح را آن گاه كه موجب سستى در اسلام نگردد، از جنگ سودمندتر يافتم.
استاد مرتضى مطهّرى در اين باره مىگويد:
تجاوز را با سلاح صلح پاسخ گفتن، در واقع تسليم در برابر ظلم و زير پا گذاشتن شرافت انسانى و از همه مهمتر تشويق متجاوز و مشروعيت بخشيدن به تجاوز است، لذا صلح و سازشى كه كرامت انسانى مسلمانان را به ننگ خوارى و حقارت آلوده سازد و ظلم و تجاوز را بر مسند مشروعيت بنشاند، به هيچ وجه مورد تائيد اسلام نيست. «٤» هنگامى كه صلح، به نفع اسلام و مسلمانان باشد، اسلام با روى باز آن را مىپذيرد و به استقبالش مىرود.
«وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ الْسَّمِيعُ الْعَلِيمُ» «٥»