نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٢٦
اوّل- جنگ، ميان دو دولت صورت گرفته باشد. بدينسان، درگيرىهايى كه ميان گروههاى سازمانيافته مسلّح انجام مىشود، مانند نهضتهاى آزاديبخش، مشمول اين تعريف از جنگ نيست.
البته، امروز با شرايط فعلى نمىتوان پذيرفت كه تنها درگيرىهاى ميان دولتها مشمول مقرّرات و قوانين باشد و درگيرىهاى گروههاى مسلّح و آزاديبخش، خارج از حقوق جنگ مطرح گردد؛ چرا كه هدف قوانين و حقوق بينالملل جنگ، كاستن از مخاصمات و خسارات ناشى از جنگ است.
دوّم- جنگ بايد با هدف تفوّق و غلبه بر ديگرى و اعمال شرايط طرف پيروز انجام شود. اين شرط نيز با توجه به اوضاع و احوال نوين بين المللى نمىتواند مشخصهاى براى جنگ محسوب گردد. مثلًا عملياتى كه تحت عنوان «مداخله بشر دوستانه» به نام سازمان ملل انجام مىشود هيچ كدام با هدف غلبه و تفوّق انجام نمىگيرد، بلكه تنها هدف، باز گرداندن اوضاع جنگى به حالت سابق و اعاده حالت عادى و صلح است.
وردوس «١».
وردوس، جنگ را جدلى مىداند كه روابط صلحآميز را معلّق مىكند. او مىنويسد:
«جنگ، جدلى مسلّحانه بين دولتها است كه در آن كلّيه روابط صلحآميز معلّق شده باشد.» «٢» اين تعريف، گرچه بر تعليق روابط صلحآميز در جنگ تكيه دارد، امّا كامل نيست. چه بسا ميان دو كشور جنگ صورت گرفته باشد، ولى روابط از طريق سفيران و كارداران و ...
برقرار باشد. مانند چند سال اوّل جنگ ايران و عراق كه سفارتخانههاى دو كشور در پايتختها داير بود.
هراكليتوس «٣» (٥٣٥- ٤٧٥ ق. م فيلسوف اشرافزاده يونانى).