نظام دفاعى اسلام - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٩٦
برخى جنگها، بنا بر ضرورت، چند فرمانده تعيين مىفرمود تا سپاهيان با از دست دادن فرمانده دچار هرج و مرج نشوند. امير مؤمنان عليه السلام، در نبردهاى خود بعد از پيامبر، شخصاً، فرماندهى كل را برعهده مىگرفت و براى جناح راست، جناح چپ، سواره نظام، پياده نظام، يگان پيشرو و ... فرماندهانى لايق برمىگزيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمود:
«اذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ فى سَفَرٍ فَلْيُؤَمِّرُوا احَدَهُمْ» «١» چون سه نفر به سفر مىروند، يك نفر را از ميان خود، امير و فرمانده كنند.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره رهبرى يك مسافرت سه نفره چنين سفارش مىفرمايد، سرنوشت فرماندهى سپاه بزرگ نظامى در جبهه جنگ روشن است. فرمانده بايد داراى ايمان، تدبير، آگاهى، شجاعت و كارآزمودگى باشد «٢» و با ايجاد هماهنگى و روح اطاعتپذيرى و نظم و انضباط، سپاهيان را همدل و پرتوان سازد تا به هنگام حمله، با حركتى هماهنگ و موزون عمل كنند؛ مانند اعضاى جسم آدمى كه هنگام دفع مانعى، تحت اختيار عقل، هماهنگ عمل مىكنند.
ب- فرمانبر: بهكارگيرى تجهيزات نظامى، اعمال تاكتيكهاى رزمى و اداره جنگ، همه در دست انسانها و مرهون تلاش نيروهاى رزمى است. از اين رو، در طول تاريخ، ارتشهاى دنيا شيوههاى گوناگونى براى جذب افراد كارآمد به كار بردهاند.
نظاميان در سپاه اسلام بايد مؤمن و كارآمد باشند و افراد سستاراده، ترسو و دو چهره در جمع سپاه اسلام جايى ندارند؛ چرا كه جز كارشكنىها و خيانت ثمرى ندارند. قرآن مىفرمايد:
«لَوْ خَرجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ الَّا خَبالًا وَ لَاوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَة»» اگر آنان همراه شما [به سوى ميدان جهاد] خارج مىشدند، جز اضطراب و ترديد، چيزى بر شما نمىافزودند و به سرعت در بين شما به فتنهانگيزى [و ايجاد تفرقه و نفاق] مىپرداختند.